تحریف واقعیت در آستانه دهه فجر

تحریف واقعیت در آستانه دهه فجر
قرآن کریم ما را به مباحث سیاسی دعوت کرده است. بسیاری از افراد ربانی در کنار پیامبران می‌جنگیدند، آیا ربانی و روحانی شدن به معنای این است که انسان به حجره برود و فقط نظارت و نصیحت اخلاقی بکند، اگر هدف نصیحت بود که جنگ لازم نبود.

اخیرا چند نفر از آقایان این بحث در آستانه دهه فجر مطرح کرده‌اند که آیت‌الله العظمی بروجردی و حائری(مؤسس حوزه) هم بر این باور بودند که روحانیت نباید در حکومت دخالت کند بلکه باید نقش نظارتی و توصیه‌ای داشته باشد و امام(ره) در ابتدای پیروزی انقلاب از تهران به قم آمدند و هدف ایشان این بود که امور کشور را به دیگران واگذار کنند و در سیاست دخالت نکنند.به نظر ما عجیب است و بنده فکر می‌کنم این تعبیر هم مخالف قرآن، هم روایات و هم سیره حضرت امام(ره) است .
پرسش این است که رابطه روحانیت و حوزه با سیاست چگونه باید باشد و آیا جدایی حوزه از سیاست امری پذیرفتنی است؟ آیا نسبت دادن این مطالب به آیت‌الله بروجردی و آیت‌الله حائری آن هم در یک برنامه تلویزیونی درست است؟
قرآن کریم ما را به مباحث سیاسی دعوت کرده و در آیه ۵۹ سوره نساء فرموده است: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا. یعنی ای کسانی که ایمان دارید دنبال پیامبر و اطاعت از ایشان و اولی الامر بروید و لازمه این اطاعت و تبعیت هم، صدور اوامری از ناحیه آنان است. شیوه پیامبر(ص) دخالت در سیاست بود و خود ایشان در جنگ تبوک برای مبارزه با روم، لشکرکشی کردند، لشکرکشی آیا به معنای عدم دخالت در سیاست است؟ در آیه ۱۴۶ آل عمران هم فرموده است: وَكَأَيِّنْ مِنْ نَبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَمَا ضَعُفُوا وَمَا اسْتَكَانُوا وَاللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ؛ بسیاری از افراد ربانی در کنار پیامبران می‌جنگیدند، آیا ربانی و روحانی شدن به معنای این است که انسان به حجره برود و فقط نظارت و نصیحت اخلاقی بکند، اگر هدف نصیحت بود که جنگ لازم نبود.
این همه آیات درباره جنگ و مسائل سیاسی و جهاد در قرآن کریم همه برای این است که دین و سیاست جدا نیستند، قرآن ما را به صحنه می‌کشاند همانطور که قرآن و اهل بیت(ع) را به صحنه آورده است ضمن اینکه مخالف سنت و سیره پیامبر(ص) و امام علی(ع) و سایر ائمه(ع) هم هست؛ در حکومت ۵ ساله امیرالمؤمنین(ع) وقتی مردم اقبال کردند و از او خواستند حاکم شوند، ایشان چه کردند؟ آیا دست روی دست گذاشتند و به مسجد رفتند و گفتند من کاری با معاویه و قاسطین و مارقین و ناکثین و با سیاست و حکومت ندارم؟ البته در زمان بعد از وفات پیامبر(ص) چون مردم اقبال نکردند ایشان مجبور شدند کناره بگیرند.
امام در طول حکومت ۵ ساله و وقتی مبسوط الید شدند سه جنگ در دفاع از اسلام داشتند، ایشان صدر رهبران الهی زمان خود و مبلغان دین هستند و این گونه رفتار می‌کنند. خود مرحوم امام(ره) هم این روش را داشتند، نسلی که امام(ره) را دیدند هنوز زنده هستند و از دنیا نرفته‌اند که کسی بخواهد سیره ایشان را تحریف کند. امام شاه را ساقط کرد و خودش حکومت تشکیل داد. روحانیت را دعوت کرد و در صدر او قرار داد و در زمان خود ایشان، مقام معظم رهبری با مشورت امام، رئیس جمهور شدند؛ البته ممکن است در دوره‌ای مردم به رئیس جمهور مکلا رای بدهند و در دوره‌ای به یک روحانی و مانعی نبوده و نیست و امام هم منع نکردند.
وقتی در ابتدای انقلاب در کردستان بلوا ایجاد شد ایشان به عنوان فرمانده کل قوا دستور دادند و بعد در قانون اساسی هم تصویب شد، ایشان به قم هم که آمدند در مسائل اظهار نظر و دخالت داشتند. در وصیتنامه هم بحث‌های زیادی در این زمینه مطرح است و چگونه برخی به امام نسبت می‌دهند که روحانیت نباید وارد حکومت شود. البته نظارت و نصیحت و امر به معروف و نهی از منکر، حداقل وظیفه روحانیت است؛ الان حکومت اسلامی در دست فقیه جامع الشرائط است و وظیفه فقط توصیه نیست.
دفاع از نظام بر روحانیت واجب است زیرا مقدمه اجرای احکام اسلامی است و هم دخالت در آن لازم است، اینکه ما واتیکانی مانند پاپ درست کنیم و کاری به اینکه در کشورهای مسیحی قانون همجنس‌بازی تصویب می‌شود یا خیر نداشته باشیم درست نیست. اگر انحرافی ایجاد شد باید در برابر آن ایستاد و تذکر داد و اگر در جایی حضور بسیجی‌وار لازم است باید وارد شد. واقعا عجیب است که این موضوع به امام نسبت داده شود آن هم نظارتی که استصوابی نباشد. این کار تنزل دادن روحانیت شیعه و حوزه به کلیسا و پاپ است که نه در مسائل نظامی، نه در دینی و نه در قوانین و ... دخالتی ندارند.
900 آیه قرآن مستقیما و غیرمستقیم در اقتصاد دخالت دارد، هم مبانی، هم اصول و حتی شیوه و نظام اقتصادی در قرآن وجود دارد و اگر ما این نظام را استخراج نکردیم ایراد از ماست که البته باز برخی فضلا کارهای خوبی در این عرصه انجام دادند؛ اگر نظام سیاسی را از قرآن بیرون آورده و اشکال دارد ایراد از ماست نه از قرآن، این حرف‌هایی که قرآن، نظام سیاسی و اجتماعی و اقتصادی ندارد برای ۵۰ سال قبل بود و امروز، حوزه در سطح ۴ رشته‌های قرآن و سیاست، قرآن و اقتصاد و قرآن و جامعه شناسی، روان شناسی و ... تدریس می‌کند. آیا می‌توان آیات روشن اقتصادی قرآن و آیات سیاسی و ... را نفی کرد؟ آیا آیه حرمت ربا را می‌تون نفی کرد؟ بله دانش اقتصاد مثل محاسبه تورم و اداره گمرکات و ... به عقل بشری برمی گردد ولی قرآن اصول حاکم را بیان می‌کند؛ گاهی برخی برای اینکه محبت مردم به روحانیت جلب شود این حرفها را می‌زنند، یعنی اگر جایی لازم شد امر به معروف کنیم باید رضایت خالق را رها کرده و رضایت مخلوق را به دست آوریم؟ آیا این حرف درست است؟ آیا به خاطر اینکه مردم از ما راضی باشند نباید امر به معروف و نهی از منکر کرد؟ مثال می‌زنند که ما هم باید مثل آیت‌الله سیستانی رفتار کنیم چون ایشان حکومت تشکیل نداد و محبوبیت روحانیت هم سر جای خود باقی ماند، اولا وضع عراق با ایران فرق دارد، عراق تحت اشغال است و ما هم شاید جای او بودیم همین کار را می‌کردیم، ایشان باید با سیاست رفتار می‌کردند تا دست آمریکا از عراق کوتاه شود. وضع امروز ایران با عراق تفاوت زیادی دارد. میان دوره امام صادق(ع) با دوره امیرالمؤمنین(ع) تفاوت دارد، امام صادق تشخیص دادند در آن دوره شاگرد تربیت کرده و پایه‌های علمی مکتب را تقویت کنند ولی امیرالمؤمنین(ع) تا سه جنگ هم پیش رفتند. در ایران امروز، با اینکه چند نفر مکلا هم نامزد ریاست جمهوری بودند مردم به یک سید روحانی رای دادند و همین وظیفه روحانیت را دو چندان می‌کند.
این سخنان عجیب و یا از روی ساده‌اندیشی است و به هر حال باید مراقب این موضوعات باشیم و به خصوص اینکه در آستانه دهه فجر این سخنان گفته می‌شود. درباره آیت الله العظمی بروجردی و آیت الله العظمی حائری هم باید گفت آنها در دوره خود درست عمل کردند زیرا شرایط صادقین(ع) را داشتند کما اینکه سیاست آیت‌الله بروجردی، امام(ره) را تربیت کرد و نسلی پرورش داد که در برابر حکومت ایستاد. حکومت آن وقت هم از آیت‌الله بروجردی می‌ترسید چرا؟ چون ایشان در امور کشور دخالت داشتند وگرنه اگر دخالت در کار شاه نمی‌کردند که ترس از او معنا نداشت. این گونه سخنان تحریف تاریخ روحانیت و حوزه است و انشاء الله که از روی غفلت به زبان آمده است و غفلتها قابل رفع کردن است.
حجت الاسلام و المسلمین محمدعلی اصفهانی


كد خبر: 42349  |  تاریخ درج خبر: 1400/11/10  |  کد خبرنگار: 3884  |  نام خبرنگار: حميد محمديان
ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید.
 
نام:
اطلاعات تماس: (تلفن همراه یا ایمیل)
متن:
کد امنیتی:     
footer slimi
بالا