به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه علمیه خراسان، آیتالله سیداحمد علمالهدی، نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی، در اجتماع «علمداران بصیرت، وارثان شهادت» که با حضور طلاب بسیجی تیپ امام صادق(علیهالسلام) و مردم انقلابی مشهد در بوستان جهانشهر برگزار شد، با اشاره به جایگاه صف مؤمنان در برابر دشمنان خدا اظهار کرد: امیدوارم این حماسه ارزشمند و این اظهار شهامت، نصیب یکایک ما شود تا در مقابل صاحب اصلی خود، ولیامر(صلواتاللهعلیه)، انجام وظیفه کنیم و بهعنوان سربازان منتظر، در خط مقابله و مبارزه با دشمنان ایشان، با کمال قدرت و همت بایستیم.
صف مؤمنان؛ بنیانی مرصوص در برابر دشمنان خدا
وی با بیان اینکه خداوند متعال در قرآن کریم در میان تمام صفوف بشری، سیاسی و اجتماعی، یک صف را تعریف فرموده است، افزود: ذات مقدس پروردگار درباره مؤمنانی که در خط ولایت، در برابر اطاعت پروردگار و فرمان الهی میایستند و با دشمنان خدا میجنگند، تعبیر «بنیان مرصوص» را به کار برده است.
آیتالله علمالهدی ادامه داد: بنیان مرصوص یعنی ساختمانی که از سرب ساخته شده باشد و در میان فلزات، سرب از جمله محکمترین و نفوذناپذیرترین فلزات است که بهسادگی قابل تخریب نیست. خداوند متعال صفی را که در خط ولایت و در مقابل دشمنان خدا ایستادگی میکند، به چنین بنیانی تشبیه فرموده است.
وی تصریح کرد: امیدواریم این صف باعظمتی که شما برادران و عزیزان، نوکران بااخلاص درگاه ولیعصر(ارواحنا فداه)، تشکیل دادهاید، مصداق کامل همان بنیان مرصوصی است که خداوند متعال در قرآن کریم اعلام فرموده است.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی با اشاره به آیهای که در ابتدای سخنان خود قرائت کرد، گفت: این آیه مربوط به ماجرای «حمراءالاسد» است؛ پس از آنکه پیامبر اکرم(صلیاللهعلیهوآله) از جنگ احد بازگشتند، با تمام ضایعاتی که مسلمانان در این جنگ از نظر شهادت و جانبازی متحمل شده بودند، جمعیتی که بخشی از آنان به شهادت رسیده و بخش دیگری نیز مجروح و جانباز شده بودند، همراه پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) به مدینه بازگشتند.
وی افزود: آن شب از خانههای مدینه صدای ناله بلند بود؛ یا صدای ناله خانوادههایی که عزیزشان به شهادت رسیده بود و یا ناله جانبازان و مجروحانی که از شدت درد و سوز جراحتهای جنگی در رنج بودند.
آیتالله علمالهدی ادامه داد: در همین شرایط، چند نفر از اصحاب اطراف خانه پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) را برای حفاظت از ایشان در برابر احتمال شبیخون دشمن محاصره کرده و کشیک میدادند. در این هنگام، سیاهیای را دیدند که در سایه دیوار حرکت میکند و به سمت خانه پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) میآید. او را گرفتند و صورتش را باز کردند. مردی عرب بود که گفت برای رساندن خبری بسیار فوری، قاطع و محکم آمده و به هر شکل ممکن باید پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) را ببیند.
وی گفت: اصحاب به او گفتند اکنون وقت ملاقات با رسول خدا(صلیاللهعلیهوآله) نیست؛ چراکه پیامبر تازه از جنگ بازگشته و در حال استراحت است. در همین هنگام در خانه باز شد و پیامبر اکرم(صلیاللهعلیهوآله) بیرون آمدند و فرمودند اجازه دهید جلو بیاید و ببینیم چه کاری دارد.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی بیان کرد: آن مرد جلو آمد و عرض کرد: «یا رسولالله! من از حمراءالاسد خدمت شما میرسم.» حمراءالاسد در فاصله چند منزلی مدینه، در مسیر مکه قرار داشت. او گفت: مشرکان در حمراءالاسد اجتماع کردهاند و پس از آنکه از جنگ احد فرار کردند، یکدیگر را پیدا کرده و دور هم جمع شدهاند و میگویند چرا ما از جنگ فرار کردیم؛ در حالی که پیروز بودیم و مسلمانان شکست خورده بودند.
وی افزود: آنان گفته بودند ما در برابر یک نفر فرار کردیم؛ علی(علیهالسلام) تنها کسی بود که به ما حمله میکرد و همین یک نفر توانست لشکر سه هزار نفری ما را فراری دهد. آنان میگفتند ما نباید چنین میکردیم و باید همین حالا به مدینه حمله کنیم؛ زیرا مدینه دیگر رزمندهای ندارد و تنها عدهای زخمی و مجروح در کنار پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) باقی ماندهاند که توان جنگیدن ندارند.
آیتالله علمالهدی اظهار کرد: آن مرد گفت من آمدهام به شما خبر بدهم که آنان آماده حمله به مدینه هستند. پیامبر اکرم(صلیاللهعلیهوآله) به بلال دستور دادند در میان جامعه فریاد بزند. بلال در نیمهشب فریاد زد و مسلمانان در حالی که از بدنهایشان خون و زخم جاری بود، از خانهها بیرون آمدند.
وی ادامه داد: مسلمانان از اینکه پیامبر آنان را فراخوانده است، سؤال کردند. پیامبر فرمودند همین حالا باید همگی دستهجمعی به سمت حمراءالاسد حرکت کنیم و دشمن را تعقیب کنیم. افرادی که بدنهایشان زخمی و دست و پایشان قطع شده بود، چگونه میتوانستند دوباره به جنگ بروند؟
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی با اشاره به وضعیت امیرالمؤمنین(علیهالسلام) پس از جنگ احد گفت: در وجود مقدس امیرالمؤمنین(علیهالسلام) حدود ۹۰ زخم کاری وارد شده بود و زخمهای ایشان را بسته بودند. حضرت در بستر آرمیده بودند، اما از بستر حرکت کردند و نزد پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) آمدند. پیامبر پرچم را به دست امیرالمؤمنین(علیهالسلام) دادند و فرمودند فرمانده لشکر تو هستی.
امام جمعه مشهد مقدس افزود: لشکر اسلام به سمت حمراءالاسد حرکت کرد و خود پیامبر اکرم(صلیاللهعلیهوآله) نیز همراه آنان بودند؛ با همان افرادی که مجروح و زخمی بودند و از بدنهایشان خون جاری میشد. پیامبر فرمودند غیر از کسانی که در جنگ احد شرکت کردهاند، فرد دیگری حق ندارد با ما همراه شود.
آیتالله علمالهدی ادامه داد: جابر بن عبدالله انصاری نقل میکند که جوانی ۱۹ ساله بودم و نزد پیامبر اکرم(صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم) آمدم و عرض کردم میخواستم در جنگ احد همراه شما باشم، اما پدرم نیز میخواست شرکت کند. اگر پدرم نزد شما آمد و از شما خواست، به من امر کنید که عائله او را نگهداری کنم تا او بتواند در جنگ احد شرکت کند. پدرم در احد شرکت کرد و به شهادت رسید و من از حضور در احد محروم ماندم. اکنون اجازه دهید همراه شما باشم. پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) به من اجازه دادند و فرد دیگری اجازه نیافت.
وی گفت: مسلمانان به سمت حمراءالاسد حرکت کردند و آیه «الَّذِینَ قِیلَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِیمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَکِیلُ» در آنجا بر پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) نازل شد.
عضو شورای عالی حوزه علمیه خراسان ادامه داد: از طرف دیگر، همان فردی که خبر آماده شدن مسلمانان برای تعقیب مشرکان را برده بود، با سرعت خود را به حمراءالاسد رساند و به ابوسفیان گفت: خبر تازهای برای شما آوردهام؛ پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) با لشکری انبوه حرکت کرده و در تعقیب شماست و بهزودی به شما خواهد رسید و ممکن است دوباره دچار جنگ شوید.
وی افزود: ابوسفیان نیز به همراهان خود گفت: حالا که ما از جنگ نجات پیدا کردهایم، درست نیست دوباره خود را درگیر جنگ کنیم. آنان از حمراءالاسد پا به فرار گذاشتند و رفتند.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی ادامه داد: وقتی پیامبر اکرم(صلیاللهعلیهوآله) به حمراءالاسد رسیدند، از تمام کفار تنها دو نفر در آنجا باقی مانده بودند که همان دو نفر نیز به خواب رفته بودند. پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) دستور دادند آن دو نفر را گردن بزنند و لشکر اسلام سالم بازگشت.
«حسبنا الله»؛ تکیهگاه مؤمنان در برابر تهدیدها
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی با بیان اینکه وضعیت امروز ما نیز مشابه وضعیت مسلمانان در حمراءالاسد است، اظهار کرد: امروز با دو تهدید از سوی دشمن مواجه هستیم؛ یک تهدید، شعلهور کردن آتش جنگ و حملات گسترده علیه مردم و کشور است و تهدید دوم، ایجاد اختلافات داخلی، به وجود آوردن اغتشاش و لشکرکشی جریان لائیک و انداختن آن به جان مردم است.
وی افزود: در برابر این دو تهدید، دقیقاً وضعیت ما، وضعیت حمراءالاسد است؛ همانگونه که خداوند میفرماید: «إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِیمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَکِیلُ». به لطف الهی ایمان شما بیشتر شده و باور شما نسبت به خدا و عنایت پروردگار بسیار است.
آیتالله علمالهدی گفت: امروز نزد یکی از علما بودم که بیمار بود و حال مساعدی نداشت. گوشهایش نیز بهدرستی نمیشنید. چشمانش را باز کرد و وقتی مرا دید، گفت لشکر اسلام در ایران، بزرگترین لشکر دنیاست. از وی پرسیدم چگونه چنین سخنی میگویی؟ گفت بر اساس محاسبات الهی، لشکر ایران و لشکر اسلام، امروز بزرگترین قدرت جهان است.
وی ادامه داد: آن عالم گفت روایاتی داریم که هرچه به زمان ظهور وجود مقدس امام زمان(علیهالسلام) نزدیکتر میشویم، گرایش به تشیع در دنیا افزایش مییابد و شیعه در جهان قدرت پیدا میکند و کانون شیعه، ایران است؛ بنابراین بر اساس این محاسبه الهی، ایران امروز بزرگترین قدرت جهان است.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی با تأکید بر اینکه قدرت صرفاً در تجهیزات، تشکیلات، حکومت، فناوری و صنعت نیست، تصریح کرد: قدرت در اراده است؛ هر ارادهای که محکمتر و قویتر باشد، انسان مقتدرتر است.
اراده ملت؛ عامل اقتدار انقلاب اسلامی
وی با اشاره به پیروزی انقلاب اسلامی اظهار کرد: ما مردمی بودیم که با دست خالی باعث شدیم انقلاب مقدس اسلامی در برابر یک رژیم تا دندان مسلح نظام ستمشاهی پیروز شود و نظام مقدس اسلامی بر این کشور حاکم شود. این مردم نه تشکیلات داشتند و نه تجهیزات؛ در حالی که دشمن به انواع سلاحها مجهز بود و قدرتهای جهانی شرق و غرب نیز از او پشتیبانی میکردند.
آیتالله علمالهدی افزود: این مردم بودند که با همان سینههای خشک در مقابل گلوله و شرارت دشمن و نظام ستمشاهی ایستادند و انقلاب را به پیروزی رساندند. ۴۷ سال از آن زمان گذشته و انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی که مولود آن انقلاب است، امروز از روز نخست مقتدرتر و توانمندتر است و این جز به دلیل اراده محکم مردم نیست.
وی با بیان اینکه امروز نیز اراده مردم محکم است، گفت: شما عزیزان و بزرگوارانی که افتخار نوکری درگاه وجود مقدس امام زمان(علیهالسلام) را دارید، خوشبختانه در این اراده محکم، در نوکری خود تا مرز جان دادن نیز استوار هستید و ارادهتان محکم است.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی با اشاره به جایگاه لباس روحانیت اظهار کرد: این عمامهای که من و شما بر سر گذاشتهایم، معنا دارد؛ معنای این عمامه آن است که ما کفن را بر سر گذاشتهایم تا با دشمنان خدا بجنگیم؛ یعنی تا مرحله کفن شدن، از جنگ و مبارزه با دشمنان خدا دست برنمیداریم.
وی تصریح کرد: این همان معنای «فَزَادَهُمْ إِیمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَکِیلُ» است؛ اراده محکم شد و مسلمانان با دست و پای بریده به فرمان پیغمبر به سمت دشمن حرکت کردند و هیچگاه حساب نکردند که چه دارند و با چه چیزی میخواهند به دشمن حمله کنند و او را تعقیب کنند؛ آنان گفتند ما خدا داریم.
آیتالله علمالهدی افزود: امروز نیز عزیزان، در مقابل دشمن، هر اندازه که دشمن به تجهیزات مجهز باشد، ما چیزی داریم که دشمن ندارد؛ ما خدا داریم و دشمن خدا ندارد. «حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَکِیلُ».
«حسبیالله»؛ رمز آرامش و ایستادگی در برابر دشمن
وی با اشاره به ماجرای پس از رحلت پیامبر اکرم(صلیاللهعلیهوآله) و شهادت حضرت زهرا(سلاماللهعلیها) گفت: وجود مقدس امیرالمؤمنین(علیهالسلام) روزی وارد منزل شدند و در فاصله میان رحلت پیامبر اکرم(صلیاللهعلیهوآله) و شهادت صدیقه طاهره(سلاماللهعلیها)، دیدند حضرت زهرا(سلاماللهعلیها) بسیار ناراحت، متأثر و گریان هستند.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی ادامه داد: مولا فرمودند چرا ناراحت هستید؟ حضرت عرض کردند مگر نمیبینید وضعیت ما بعد از عزت زمان پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) به کجا رسیده است؟ مردم از ما جدا شدهاند و با ما چنین و چنان میکنند. در چنین وضعیتی، طبیعی است که ناراحت باشم.
وی افزود: مولا(علیهالسلام) فرمودند: زهرای عزیزم، یک بار بگو «حسبیالله». حضرت صدیقه طاهره(سلاماللهعلیها) فرمودند: «حسبیالله». رنگ مبارکشان تغییر کرد و چهرهشان برافروخته و خندان شد و فرمودند: چقدر آرام گرفتم و چقدر راحت شدم وقتی تو گفتی بگو «حسبیالله».
آیتالله علمالهدی اظهار کرد: برادران، ما «حسبیالله» را با اعتقاد میگوییم؛ خدا همهچیز دارد و همه قدرتها را در اختیار دارد. خداوند ما را پیروز میکند و دشمن ما را با حقارت و ذلت، به شکست مفتضحانه مبتلا خواهد کرد.
وی ادامه داد: در سطح جهانی، دشمن مفتضح شده است. خوشبختانه مولایی داریم که دارای ولایت مطلقه الهیه است و با تکان دادن یک سرانگشت خود، تمام بساط دشمن را به هم میریزد؛ وضعیت اقتصاد دشمن، وضع نفرت مردم از دشمن و وضعیت افتضاح جهانی دشمن، همه با یک تکان دادن سرانگشت صاحب ما که صاحب ولایت مطلقه الهی است، حاصل میشود.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی با بیان اینکه صاحب ما چنین آقایی است، گفت: صاحب ما خدایی دارد که صاحب قدرت است و بر همه چیز مقتدر است. امروز ما بهعنوان بزرگترین مقتدر روی کره زمین، به استناد این صاحب و به استناد قدرت پروردگار، از همه امیدوارتر و از همه نیرومندتریم و با تمام نیرو در برابر دشمن و همه توطئههای او ایستاده و مبارزه میکنیم.
وی در پایان دعا کرد: خداوند قلب نازنین مولای ما، امام زمان(علیهالسلام) را از ما خشنود و راضی بگرداند و این اخلاص در نوکری آقا تا آخر عمر، که به خواست خدا لحظه شهادت در راه امام زمان(علیهالسلام) است، برای ما ثابت و کامل بماند.