حجتالاسلام سید رمضان حسینی، از طلاب رزمنده و جانبازان دوران دفاع مقدس، در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه علمیه خراسان، ضمن گرامیداشت یاد و خاطره شهدا و رزمندگان، به بیان بخشهایی از زندگی، حضور در جبهه، همرزمی با نیروهای تیپ ویژه شهدا، مجروحیت و تجربه سالهای پس از دفاع مقدس پرداخت.
وی در آغاز سخنان خود با گرامیداشت یاد مردان بیادعای دوران جبهه و جنگ، خاطره اعزامهای آن روزها و اتوبوسها و کامیونهایی را که رزمندگان را راهی مناطق عملیاتی میکردند، از تصاویر ماندگار آن دوران دانست و گفت: با گذشت سالها، یاد آن روزها همچنان برای رزمندگان زنده است.
از حوزه علمیه تا جبهه
حجتالاسلام حسینی درباره زندگی و دوران پیش از حضور در جبهه اظهار کرد: متولد ۱۲ فروردین ۱۳۴۵ در روستای گرنام از توابع شهرستان بهشهر استان مازندران هستم و در خانوادهای مذهبی و روحانی رشد کردم. پدرم نیز از همان ابتدا مرا در مسیر فراگیری معارف دینی هدایت کرد.
وی افزود: تحصیل حوزوی را در حوزههای علمیه رستمکلا و بهشهر آغاز کردم و پس از آن برای ادامه تحصیل به مشهد مقدس آمدم و در مدرسه حجتیه اصفهانیها ساکن شدم و دروس حوزوی را نزد استادان ادامه دادم.
این جانباز دفاع مقدس، فضای خانوادگی، طلبگی و احساس مسئولیت دینی و اجتماعی را از مهمترین عوامل حضور خود در جبهه برشمرد و بیان کرد: خود را در برابر دین، کشور و نظامی که در معرض تجاوز قرار گرفته بود مسئول میدانستم و احساس تکلیف، مهمترین انگیزه من برای حضور در میدان دفاع بود.
اعزامی که با احساس ادای تکلیف آغاز شد
وی درباره نخستین اعزام خود به جبهه گفت: به همراه تعدادی از دوستان که برخی از آنان بعدها به شهادت رسیدند، تصمیم به حضور در جبهه گرفتیم. از طریق پایگاه بسیج مسجد بناها در خیابان خسروی مشهد ثبتنام کردم و پس از طی دوره آموزشی در بجنورد، به جبهه جنوب اعزام شدم.
حجتالاسلام حسینی خاطرنشان کرد: پیش از اعزام، درباره شرایط جبهه تحقیق و با دیگران مشورت کرده بودم و با شناخت و تصمیم قبلی قدم در این مسیر گذاشتم؛ ازاینرو حضور در جبهه را برای خود همراه با احساس رضایت از انجام وظیفه میدانستم.
وی مهمترین عامل استمرار حضور خود در جبهه را احساس مسئولیت و تکلیف عنوان کرد و افزود: شرایط آن روز جامعه و ضرورت دفاع از کشور، انگیزه بسیاری از رزمندگان را برای ادامه حضور تقویت میکرد.
این روحانی جانباز درباره مسئولیتهای خود در دوران دفاع مقدس اظهار کرد: در نخستین مرحله حضور، به دلیل اینکه به همراه تعدادی از طلاب اعزام شده بودیم، در بخش تبلیغات و همچنین زاغه مهمات فعالیت داشتیم و در مراحل بعد بهعنوان رزمنده در تیپ ویژه شهدا و در مجموعه تحت فرماندهی شهید محمود کاوه خدمت کردم.
وی ادامه داد: محمود کاوه در سالهای دفاع مقدس مسئولیتهای مختلفی در مناطق عملیاتی غرب داشت و از سال ۱۳۶۱ فرماندهی تیپ ویژه شهدا و در سال ۱۳۶۵ فرماندهی لشکر ویژه شهدا را برعهده گرفت.
حجتالاسلام حسینی از روزهای حضور در کردستان و مناطق عملیاتی، بهویژه منطقه پنجوین عراق، بهعنوان بخشی فراموشنشدنی از زندگی خود یاد کرد و گفت: در جبهه همهچیز تلاش و خدمت بود. اگر سختی هم وجود داشت، وقتی انسان کار را برای خدا و انجام وظیفه میدانست، همان سختیها برایش قابل تحمل و شیرین میشد.
وی از شهید محمود کاوه، شهید رستمی و دیگر فرماندهان و همرزمان خود یاد کرد و بیان داشت: از این شهدا و فرماندهان درسهای بسیاری آموختم و با گذشت سالها، همچنان بسیاری از آن آموختهها را در زندگی خود مورد توجه قرار میدهم.
روزی که میدان مین مسیر زندگی را تغییر داد
این جانباز دفاع مقدس در بخش دیگری از سخنان خود به واقعه مجروحیتش اشاره کرد و گفت: در ۲۲ فروردین ۱۳۶۵ در منطقه کردستان، در محدوده پنجوین و دره شیلر، هنگام عبور با مینهای نامنظم برخورد کردم و در همان حادثه مجروح و به افتخار جانبازی نائل شدم.
وی با یادآوری لحظات پس از انفجار افزود: با توجه به آموزشهایی که پیشتر دیده بودم و تجهیزاتی که همراهم بود، برای جلوگیری از خونریزی، پای خود را تا رسیدن نیروها محکم بستم. پس از حضور همرزمان، با برانکارد و با سختی فراوان به محل استقرار آمبولانس منتقل شدم و از آنجا مرا به بیمارستان صحرایی بردند.
حجتالاسلام حسینی ادامه داد: به دلیل نامساعد بودن شرایط جوی، امکان انتقال با بالگرد وجود نداشت؛ به همین دلیل ابتدا به مریوان، سپس کرمانشاه و در نهایت به بیمارستان قائم(عج) مشهد منتقل شدم و تحت درمان قرار گرفتم.
وی با بیان اینکه مجروحیت وی به قطع عضو و دورهای طولانی از درمان منجر شد، خاطرنشان کرد: در مقاطع مختلف حدود ۲۰ عمل جراحی روی پایم انجام شد. طبیعتاً این مسیر سختیهای فراوانی داشت، اما وقتی انسان آن را نتیجه مسیری بداند که برای دفاع از دین و وطن انتخاب کرده است، تحمل دشواریها آسانتر میشود.
این روحانی جانباز، همراهی خانواده را یکی از مهمترین پشتوانههای خود در دوران پس از مجروحیت دانست و گفت: خانوادهام به دلیل فضای مذهبی و اعتقادی که داشتند، پس از اطلاع از جانبازی من، با روحیه خوبی این مسئله را پذیرفتند.
وی با قدردانی ویژه از همسر خود افزود: پس از مدتی و با پیشنهاد یکی از دوستان ازدواج کردم. همسرم که خود از خانوادهای مذهبی و روحانی است، در تمام این سالها با محبت و همراهی فراوان در کنار من بوده و نقش بسیار مهمی در زندگیام داشته است.
حجتالاسلام حسینی جانبازی را صرفاً یک محدودیت جسمی ندانست و تصریح کرد: من جانبازی را مدال افتخار میدانم و تلاش کردهام شرایطی را که برایم به وجود آمده، در مسیر خدمت، تبلیغ دین و انجام مسئولیت اجتماعی به کار بگیرم.
شبهای جبهه؛ یاد خدا و آرزوی شهادت
وی درباره حالوهوای معنوی جبهه و دوری از خانواده اظهار کرد: وقتی هدف انسان خدمت به دین و وطن باشد، دوری از خانه و خانواده نمیتواند اصل انگیزه او را از بین ببرد. آنچه در شرایط سخت جبهه به ما نیرو میداد، رضایت خداوند و احساس انجام وظیفه بود.
این رزمنده دوران دفاع مقدس با اشاره به شبهای جبهه افزود: در شبهای آرام جبهه، بیش از هر چیز یاد خدا، توسل به ائمه اطهار علیهمالسلام و فکر شهادت همراه ما بود.
وی در ادامه با یادآوری یکی از بستگان شهید خود گفت: یکی از پسرعمههایم که طلبه حوزه علمیه مشهد بود، در جبهه مفقودالاثر شد و حدود ۲۰ سال بعد بقایای پیکر و پلاک او پیدا شد. با اینکه از من کوچکتر بود، شخصیت و مسیر زندگی او برای من درسآموز و الهامبخش بود.
پس از جنگ، مسیر خدمت ادامه یافت
حجتالاسلام حسینی درباره زندگی پس از دوران دفاع مقدس اظهار کرد: پس از جنگ نیز زندگی طلبگی خود را ادامه دادم. طبیعی است که بچههای جنگ با خاطرات، فقدان دوستان و برخی دشواریهای جسمی و روحی آن دوران زندگی کردهاند، اما مسیر زندگی من در راه خدمت به مردم ادامه پیدا کرده است.
وی افزود: وقتی امروز به آن سالها نگاه میکنم، به دلیل هدفی که برای آن قدم در این مسیر گذاشتم، احساس سربلندی دارم. یکی از مهمترین درسهایی که دفاع مقدس برای من داشت، خدمت به وطن و ضرورت استقامت و پایداری در برابر تهدیدها بود.
این جانباز دفاع مقدس در بیان پیام خود برای نسل امروز، بر حفظ ارزشهای ایثار، مسئولیتپذیری و وفاداری به آرمانهایی که رزمندگان برای آن از جان و سلامت خود گذشتند تأکید کرد و در عین حال، نسبت به فاصله گرفتن از برخی آرمانها و اهداف آن دوران ابراز گلایه و نگرانی کرد.
وی در پاسخ به این پرسش که اگر امکان بازگشت به گذشته وجود داشت آیا بار دیگر راه حضور در جبهه را انتخاب میکرد، با تأکید گفت: با افتخار و از صمیم قلب، بله؛ زیرا آن حضور را دفاع از دین، مذهب، نظام و کشورم میدانستم.
حجتالاسلام حسینی در پایان، ضمن گرامیداشت دوباره یاد شهدا و رزمندگان دفاع مقدس، بر مسئولیت مدیران و نسل امروز در حفظ آرمانها و ارزشهایی که برای آنها فداکاری شده است تأکید کرد و خواستار صداقت، مسئولیتپذیری و پایبندی عملی مسئولان به وظایف و تعهدات خود شد.