حجتالاسلام والمسلمین نوایی، استاد سطوح عالی حوزه علمیه خراسان، در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری این حوزه، با تسلیت ایام شهادت حضرت اباعبدالله الحسین(علیهالسلام) و عاشورای حسینی و نیز ایام تشییع پیکر مطهر امام شهید، اظهار داشت: در یک تحلیل جامعهشناختی، باید عاشورا را جریانی جاری در زمان و همگام با تاریخ انسانیت تعریف کنیم. عاشورا صرفاً یک حادثه تاریخی در مقطع سال ۶۱ هجری نیست، بلکه جریانی نو، بدیع، زنده و مستمر در بستر تاریخ است. از اینرو، در مقام تحلیل تاریخی و اجتماعی، باید عاشورا را حقیقتی جاری در متن زمان دانست.
استاد سطوح عالی حوزه علمیه خراسان ادامه داد: امام حسین(علیهالسلام) بر اساس چند عامل مهم، رفتار خود، رفتار همراهان زمانه خویش و حتی رفتار همراهان پس از خود را تا امروز و آیندههایی که حق در گستره مکان و زمان تحقق خواهد یافت، تنظیم کردند. در این زمینه حداقل چهار واقعیت قابل اشاره است که در ادامه به ابعاد دیگر این حادثه عظیم نیز خواهیم پرداخت.
درهمریختگی مرزهای عزت و ذلت؛ نخستین واقعیت عصر عاشورا
وی با بیان اینکه نخستین واقعیت عصر امام حسین(علیهالسلام) درهمریختگی مرزهای عزت و ذلت بود، گفت: مردم آن زمان نمیدانستند چه چیزی جامعه را عزیز و چه چیزی آن را ذلیل میکند. بسیاری از مردم، عزت خود را در گرایش به بنیامیه و یزید میدیدند و به همین دلیل با آنان همراه شدند. این افراد نماز میخواندند، روزه میگرفتند، اهل حج بودند و در ظاهر به دین پایبندی داشتند، اما در عین حال در جبهه باطل قرار گرفتند.
حجتالاسلام والمسلمین نوایی خاطرنشان کرد: امام باقر(علیهالسلام) فرمودند که جدّم اباعبدالله الحسین(علیهالسلام) را به شهادت رساندند، در حالی که همه آنان بر زبان خود «لا اله الا الله» جاری میکردند. این نکته بسیار قابل تأمل است که آنان عزت خویش را در رفتار و منش بنیامیه و همگامی با آنان میدیدند.
وی تصریح کرد: هنگامی که امام حسین(علیهالسلام) چنین وضعیتی را در جامعه مشاهده کردند، درصدد برآمدند تا مرز میان عزت و ذلت را برای مردم روشن کنند. آنچه جامعه را عزیز میکند، فریبکاران زمانه نیستند؛ بلکه شخصیت الهی و بیبدیلی چون اباعبدالله الحسین(علیهالسلام) است. جامعه آن روز، از توده مردم تا خواص، گرفتار نوعی زبونی و حقارت شده بود.
استاد سطوح عالی حوزه علمیه خراسان افزود: از همینرو، امام حسین(علیهالسلام) به این نتیجه رسیدند که باید با اولیای شیطان و ذلیلکنندگان بندگان خدا به مقابله برخاست. در چنین شرایطی چه کسی شایستهتر از فرزند رسول خدا(صلیاللهعلیهوآله) برای پیشگامی در این میدان بود؟ از اینرو، همه خاندان و نزدیکان خود را همراه ساختند و در عرصه نبرد حاضر شدند.
وی ادامه داد: حضرت فرمودند: «والله لا أعطیکم بیدی إعطاء الذلیل»؛ به خدا سوگند، دست ذلت به شما نخواهم داد. همچنین فرمودند: «هیهات منا الذلة»؛ ذلت از ما دور است. خداوند، رسول او، مؤمنان و دامانهای پاکی که ما در آن پرورش یافتهایم، چنین چیزی را نمیپذیرند.
حجتالاسلام والمسلمین نوایی اظهار داشت: امام شهید ما، حضرت آیتالله العظمی امام خامنهای شهید، نیز این درس را بهخوبی از مکتب حسینی فرا گرفتند و بر همین اساس تأکید داشتند که «مثلی لا یبایع مثله»؛ یعنی فردی چون من با جنایتکارانی از این دست، از جمله مستکبران و جنایتکاران آمریکایی و صهیونیستی، بیعت و سازش نخواهد کرد.
وی افزود: حسین بن علی(علیهالسلام) به ابنعباس فرمودند: «یا ابنعباس، لا یدعوننی حتی یستخرجوا هذه العلقة من جوفی»؛ اینان مرا رها نخواهند کرد تا آنکه خون دل مرا بریزند و مرا به شهادت برسانند.
استاد سطوح عالی حوزه علمیه خراسان تأکید کرد: این نخستین واقعیت عصر عاشورا بود؛ اینکه امام حسین(علیهالسلام) قیام کردند تا به جامعه نشان دهند چه چیزی جامعه اسلامی را عزیز و چه چیزی آن را ذلیل میکند.
وی در ادامه با اشاره به دومین واقعیت عصر عاشورا گفت: واقعیت دوم، درهمریختگی معیارهای حق و باطل بود. در زمانه اباعبدالله الحسین(علیهالسلام)، معیارهای تشخیص حق و باطل دچار آشفتگی شده بود؛ همانگونه که امروز نیز در بخشهایی از جهان اسلام شاهد چنین وضعیتی هستیم.
حجتالاسلام والمسلمین نوایی بیان کرد: امروز مشاهده میکنیم که برخی کشورهای مسلمان و مدعی اسلام، در برابر قدرتهای غربی بهشدت دچار ضعف و انفعال شدهاند. معیارهای حق و باطل در بسیاری از جوامع اسلامی دستخوش اختلاط و ابهام شده است. در برخی کشورها، شعائر دینی با تشریفات فراوان برگزار میشود، اما روح و حقیقت دین در آن کمتر مشاهده میشود.
وی افزود: امام حسین(علیهالسلام) هنگامی که مشاهده کردند مرزهای عزت و ذلت و نیز معیارهای حق و باطل درهم آمیخته است، درسهای بزرگی را به بشریت آموختند؛ درسهایی که برای مبلغان دین، عالمان، اندیشمندان و همه کسانی که وظیفه تبیین حقیقت را بر عهده دارند، از اهمیت فراوانی برخوردار است.
حجتالاسلام والمسلمین نوایی در ادامه سخنان خود اظهار داشت: در دهه محرم و در طول این ماه، باید این معارف برای مردم بهدرستی تبیین شود و مبلغان بتوانند این حقایق را بهصورت صحیح برای جامعه بیان کنند. امام حسین(علیهالسلام) در مواجهه با درهمریختگی معیارهای حق و باطل، درسهای متعددی به بشریت آموختند؛ همانگونه که امام شهید ما نیز همین مسیر را پیمودند.
وی افزود: نخستین درس این بود که اگر قدرت باطل فراگیر شود و بتواند در همه عرصهها چنگ بیندازد، باطل را در جامعه نهادینه خواهد کرد. اگر امروز آمریکا که یزید زمانه ماست و همچنین دیگر سردمداران جبهه استکبار بتوانند اندیشههای شیطانی و اهداف ناپاک خود را در جهان پیاده کنند، باطل در سراسر عالم گسترش خواهد یافت. از همینرو، امام حسین(علیهالسلام) برای جلوگیری از فراگیری باطل قیام کردند.
استاد سطوح عالی حوزه علمیه خراسان ادامه داد: این باطل فراگیر در همان عصر نیز در مکه و مدینه ظهور یافته بود. چنانکه مسعودی در کتاب «مروج الذهب» مینویسد: «ظهر الغناء بمکة والمدینة»، یعنی غنا و آوازخوانی در مکه و مدینه آشکار شد و صدای لهو و موسیقی از خانهها به گوش میرسید. همچنین مینویسد: «وأظهر الناس شرب الشراب»، مردم آشکارا شراب مینوشیدند و در عین حال خود را مسلمان مینامیدند. علت این وضعیت آن بود که باطل در جامعه فراگیر شده بود و در رأس آن نیز یزیدِ دائمالخمر قرار داشت.
وی خاطرنشان کرد: ازاینرو، امام حسین(علیهالسلام) قیام کردند؛ زیرا این خون بزرگ، عزیز، مقدس و الهی باید ریخته میشد تا ملتها و انسانهای آزاده جهان بیدار شوند. همانگونه که امام شهید ما نیز همین مسیر را پیمودند و بارها تأکید کردند که اگر حادثهای رخ دهد، خداوند این ملت را مبعوث خواهد کرد. امام حسین(علیهالسلام) نیز یک بعثت تاریخی را رقم زدند و جامعه بشری را به بیداری فراخواندند.
ضرورت انتقال صحیح بینش حق به نسلهای آینده
حجتالاسلام والمسلمین نوایی با اشاره به دومین درس این واقعیت تاریخی گفت: اگر بینش صحیح حق به نسل دوم، سوم و نسلهای بعدی منتقل نشود و در مقابل، باطل همواره میدانداری کند، بهتدریج باطل در درون جامعه نهادینه خواهد شد. بنابراین، ضروری است که حقیقت حق بهدرستی معرفی و تبیین شود.
وی افزود: امام حسین(علیهالسلام) در راستای انتقال صحیح بینش حق حرکت کردند و در این مسیر فرمودند: «من لحق بی استشهد»؛ هر کس به من ملحق شود، به شهادت خواهد رسید. همچنین فرمودند: «من کان باذلاً فینا مهجته و موطناً علی لقاء الله نفسه فلیرحل معنا»؛ هر کس آماده است خون دل خود را در راه ما تقدیم کند و خود را برای دیدار خدا مهیا ساخته است، با ما کوچ کند.
استاد سطوح عالی حوزه علمیه خراسان ادامه داد: حضرت همچنین فرمودند: «إنی لا أری الموت إلا سعادة» و نیز تأکید کردند: «أرید أن آمر بالمعروف وأنهی عن المنکر وأسیر بسیرة جدی وأبی علی بن أبیطالب». امام حسین(علیهالسلام) این مسیر را برای یاران خود ترسیم کردند و امام شهید ما نیز از همین مکتب الهام گرفتند و همین راه و روش را در پیش گرفتند.
وی با اشاره به سومین درس این بخش از تحلیل عاشورا اظهار داشت: امام حسین(علیهالسلام) برای از بین بردن باطل، معتقد بودند که باید هزینهای متناسب با حجم و گستره باطل پرداخت شود. روش، سیره و منش حضرت بر این اصل استوار بود که نابودی باطل بدون پرداخت هزینه متناسب امکانپذیر نیست.
حجتالاسلام والمسلمین نوایی تصریح کرد: هزینه متناسب آن روزگار، ریخته شدن خون پاک، مقدس، مطهر و موجآفرین اباعبدالله الحسین(علیهالسلام) بود. باید آن خون الهی بر زمین ریخته میشد، فرزندان حضرت به شهادت میرسیدند و خاندان ایشان به اسارت میرفتند تا حقیقت برای همیشه در تاریخ ماندگار شود. ازاینرو، متناسب با عظمت باطل، باید هزینهای بزرگ نیز پرداخت میشد.
وی در پایان یادآور شد: این درس را امام شهید، حضرت آیتالله العظمی امام خامنهای شهید، نیز بهخوبی درک و عملی کردند و در این مسیر، بالاترین هزینهها را برای دفاع از حق و مقابله با جبهه باطل پذیرفتند.