به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه علمیه خراسان، حجتالاسلام محمد الهیخراسانی، استاد این حوزه، در جمع طلاب معتکف حرم مطهر رضوی، به تبیین سطوح ارتباط انسان با قرآن کریم پرداخت و بر ضرورت «تدبر» بهعنوان نخستین و همگانیترین سطح این ارتباط تأکید کرد.
وی با بیان اینکه ارتباط با قرآن در سه سطح قابل تعریف است، اظهار داشت: سطح نخست، تدبر در قرآن است و این تدبر، یک وظیفه عمومی و همگانی به شمار میرود. خدای متعال در قرآن کریم و اولیای الهی در روایات، همه انسانها را به تدبر فراخواندهاند؛ و وقتی گفته میشود «همه»، منظور تنها مسلمانان نیست، بلکه حتی غیرمسلمانان نیز مخاطب این دعوت الهیاند.
تدبر؛ دعوت همگانی قرآن برای فهم آیات الهی
حجتالاسلام الهیخراسانی با اشاره به آیات قرآن کریم تصریح کرد: آنجا که قرآن میفرماید «أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا»، روشن است که مخاطب آیه، صرفاً مؤمنان نیستند، بلکه حتی مخالفان و منکران نیز مورد خطاب قرار گرفتهاند. قرآن در جای دیگری میفرماید: «أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَیْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلَافًا كَثِیرًا»؛ یعنی بهجای لجاجت و عناد، بیایند تدبر کنند و خودشان ببینند آیا این آیات میتواند سخن غیر خدا باشد؛ کتابی که در موضوعات گوناگون ورود کرده و هیچ تناقضی در آن یافت نمیشود.
وی افزود: خداوند در آیه «كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَیْكَ مُبَارَكٌ لِیَدَّبَّرُوا آیَاتِهِ» بهصراحت فلسفه نزول قرآن را تدبر در آیات معرفی میکند. این کتاب، کتابی مبارک است و هدف از نزول آن، تدبر در آیات الهی است؛ سپس میفرماید اثر این تدبر، تذکر و بیداری صاحبان خرد است.
این استاد حوزه با بیان اینکه در آیات و روایات، تشویق مستقیم و همگانی به «تفسیر» دیده نمیشود، خاطرنشان کرد: برعکس، در روایات تأکید شده که تفسیر کار هر کسی نیست و نسبت به تفسیر به رأی هشدار داده شده است. روایات متعددی وجود دارد که تصریح میکند تفسیر قرآن نیازمند شرایط، مقدمات و صلاحیت علمی خاص است و هر کسی مجاز به ورود در این عرصه نیست.
وی ادامه داد: آنچه از همه ما خواسته شده، تدبر است. این مطالبه همگانی است؛ اما از طلاب علوم دینی، به طریق اولی انتظار میرود که با بهرهگیری از درسها و آموزشهای حوزوی، بتوانند در آیات قرآن تدبر کنند و از آن بهره ببرند. اگر طلبهای نتواند با این مقدمات در قرآن تدبر کند، باید از خود بپرسد این همه تحصیل برای چیست.
حجتالاسلام الهیخراسانی با تأکید بر لزوم فراگیری مقدمات تفسیر گفت: ما باید مقدمات تفسیر را بیاموزیم تا بهتدریج به صلاحیت تفسیر دست پیدا کنیم، اما این بدان معنا نیست که هر کسی بدون فراهم شدن این شرایط، وارد عرصه تفسیر شود.
مرز تدبر و تفسیر و جایگاه قرائت متدبرانه
وی با تبیین تفاوت تدبر و تفسیر اظهار داشت: تدبر ناظر به لایه ظاهری و روشن آیات است؛ همان دلالتهای آشکار و قابل فهم متن قرآن. اما وقتی وارد لایههای پنهان، عمیق و زیرین آیات میشویم، آنجا حوزه تفسیر آغاز میشود. اساساً «تفسیر» به معنای کشف پوشیدگیهاست و تا زمانی که امری پنهان نباشد، تفسیر معنا پیدا نمیکند.
این استاد حوزه افزود: جالب آنکه در روایات، تدبر بهعنوان وصف قرائت قرآن مطرح شده است. ما قرائت متدبرانه و قرائت غیرمتدبرانه داریم. قرائت متدبرانه یعنی قرائتی همراه با تأمل و توجه؛ در مقابل، قرائت غیرمتدبرانه همان قرائت سرسری است که انسان بدون توجه از آیات عبور میکند، بیآنکه بداند چه میخواند.
وی با اشاره به روایتی از امام صادق علیهالسلام بیان کرد: آن حضرت هنگام قرائت قرآن، دعایی میخواندند که از جمله آن این بود: «اللهم لا تجعل قراءتی قراءةً لا تدبّر فیها»؛ خدایا قرائت مرا قرائتی بدون تدبر قرار مده. این نشان میدهد که حتی قرائت قرآن، اگر خالی از تدبر باشد، مطلوب اهلبیت علیهمالسلام نیست.
حجتالاسلام الهیخراسانی با اشاره به سیره امام رضا(علیهالسلام) گفت: در روایت آمده است که آن حضرت هر سه روز یکبار قرآن را ختم میکردند و خودشان فرمودهاند اگر میخواستم بدون تدبر بخوانم، زودتر ختم میکردم. این نشان میدهد که قرائت همراه با تدبر، حتی برای معصوم، زمانبر است؛ هرچند تدبر معصوم با تدبر ما قابل قیاس نیست.
وی افزود: طلاب باید بهگونهای درس بخوانند که هنگام قرائت قرآن، حتی در قرائتهای روزمره و ماه مبارک رمضان، بتوانند با تدبر آیات را بخوانند؛ از همان ابتدای سوره حمد، با توجه و فهم معنا بدانند چه میخوانند و به آن توجه داشته باشند. این، هنوز ورود به تفسیر نیست، بلکه صرفاً دقت و فهم ظاهر آیات است.
این استاد حوزه در ادامه، با ارائه نمونهای از تدبر در آیات قرآن، به آیه شریفه «تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِینَ لَا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ» اشاره کرد و گفت: در تدبر، کلمه به کلمه آیه مورد توجه قرار میگیرد. تعبیر «تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ» نشان میدهد که آخرت، سرای اصلی و محل زندگی نهایی انسان است؛ و نباید به وضعیت فعلی بسنده کرد، بلکه باید عاقبت را دید.
وی ادامه داد: قرآن میفرماید این سرای آخرت را برای کسانی قرار دادهایم که «اراده برتریجویی» در زمین ندارند؛ نه اینکه صرفاً استکبار نکنند، بلکه حتی میل و اراده برتریطلبی نیز در دل آنان نیست. نه به دنبال ریاستاند، نه شهرت، نه مطرح شدن و نه برتریجویی بر دیگران. در روایات آمده است که حتی رضایت به برتریهای ظاهری و خودنماییهای کوچک نیز میتواند انسان را از این وعده الهی محروم کند.
حجتالاسلام الهیخراسانی تأکید کرد: علوّ و برتریطلبی، فقط در حد فرعونیّت نیست؛ گاهی انسان در خانه، مدرسه، محل کار یا در مسئولیتهای کوچک، دچار این آفت میشود. معیار، حق است، نه خواست و جایگاه شخصی. تدبر در آیات قرآن، انسان را نسبت به این ظرافتها بیدار میکند و مسیر صحیح سلوک الهی را به او نشان میدهد.
حجتالاسلام الهیخراسانی، در تبیین یکی از بنیادینترین آموزههای قرآنی با تأکید بر نسبت عقل، ایمان و عمل، به تفسیر آیه شریفه «تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِینَ لَا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ» پرداخت و گفت: عقلِ سلیم، هرگز در زمین بهدنبال علو و برتریجویی نیست؛ چراکه علو در زمین، ناظر به برتریطلبیهای مادی، رقابتهای دنیوی و چشموهمچشمیهای اهل دنیا است، نه علو حقیقی.
وی با بیان اینکه خداوند علو واقعی را به مؤمنان عطا میکند، افزود: علو حقیقی در عرش، در آسمانها و در ساحت معنویت است. انسان اگر در نسبت با خداوند، از خودخواهی و خودبینی عبور کند و در پیشگاه الهی خود را نشکند، نتیجه آن این خواهد بود که خداوند او را بالا میبرد؛ اما این به آن معنا نیست که انسان مجاز باشد در میان بندگان خدا بهدنبال برتریطلبی باشد.
این استاد حوزه علمیه خراسان تأکید کرد: اگر انسان کار خود را برای خدا انجام دهد، طبق روایت، همه اهل آسمان و زمین برای او دعا میکنند. مهم این است که انسان در زمین، دنبال علو مادی نباشد و از فساد نیز پرهیز کند. فساد، نقطه مقابل صلاح است و هرگونه تخریب، ظلم، ستم، بستن راه دیگران و تحمیل زور، مصداق فساد به شمار میآید؛ اموری که هیچ توجیه عقلانی و دینی ندارد.
وی با اشاره به جایگاه «ابرار» در روایات، خاطرنشان کرد: در روایات آمده است که ابرار کسانی هستند که حتی آزارشان به مورچه نمیرسد. این نشانه اوج تقوا و پاکی است؛ کسی که مورچهای را نمیآزارد، چگونه میتواند به خلق خدا ظلم کند؟ امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند اگر اقالیم هفتگانه را به من بدهند تا پوست جویی را از دهان مورچهای بگیرم، هرگز چنین کاری نخواهم کرد. این یعنی حتی کوچکترین مصداق ظلم نیز برای انسان متقی قابل قبول نیست.
وی افزود: آیه با این جمله به پایان میرسد که «وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ»؛ عاقبت از آنِ متقین است. مسئله اصلی، عاقبت انسان است و این عاقبت نیک، تنها نصیب کسانی میشود که اهل مراقبت از نفساند. اگر انسان از خود مراقبت نکند، گرفتار علو و فساد میشود؛ اما با مراقبه مستمر، میتواند از این لغزشها در امان بماند.
تدبر در سوره عصر؛ عصاره تعالیم همه انبیا
حجتالاسلام الهیخراسانی با اشاره به سیره امیرالمؤمنین علیهالسلام گفت: در روایات آمده است که حضرت در بازارها راه میرفتند و پیوسته آیه «تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَةُ...» را زمزمه میکردند. این آیه چنان عمیق است که میتوان از آن بهعنوان دریچهای برای تدبر در یکی از فشردهترین و پرمغزترین سورههای قرآن، یعنی سوره «عصر» استفاده کرد.
وی تصریح کرد: به تعبیر بزرگان، عصاره تعالیم همه انبیای الهی در همین سوره کوتاه جمع شده است؛ سورهای که میتوان آن را سند اعجاز قرآن دانست، به شرط آنکه با نگاه تدبری به آن نگریسته شود، حتی بدون ورود به لایههای پیچیده تفسیری.
این استاد حوزه علمیه با تأکید بر اینکه کلید تدبر، تکرار آیات است، گفت: آیات قرآن باید بارها از ابتدا تا انتها تلاوت و بازخوانی شود تا معنا در جان انسان بنشیند. خداوند سوره عصر را با سوگند آغاز میکند: «وَالْعَصْرِ». این سوگند نشان میدهد که قرار است مطلبی بسیار مهم بیان شود. سوگند به «عصر» یا روزگار، توجه انسان را به گذر زمان جلب میکند.
وی افزود: وقتی میفرماید «إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ»، تعبیر «فی خسر» به معنای غرق بودن در خسران است، نه صرفاً دچار زیان شدن. انسان گویی در باتلاق خسران فرو رفته است. این بیان، با تأکیدهای متعدد ادبی، حقیقتی تلخ را آشکار میکند: انسان بهصورت طبیعی در سراشیبی از دست دادن سرمایههای وجودی خود قرار دارد.
حجتالاسلام الهیخراسانی در ادامه سخنان خود با تأکید بر دقت واژگانی قرآن کریم، به تبیین جهتگیری اجتماعی دین پرداخت و اظهار داشت: دین، ایمان فردیِ منزوی را نمیپسندد و همواره بر حرکت جمعی، همافزایی و همراهی مؤمنان تأکید دارد.
وی با اشاره به آیات قرآن تصریح کرد: خداوند حتی در دعوت به تفکر و تصمیمگیری، انسان را به تنها ماندن فرا نمیخواند، بلکه ابتدا بر «دوتایی بودن» و سپس در صورت ضرورت، بر «تکنفره بودن» تأکید میکند و این خود نشاندهنده اصالت بُعد اجتماعی دین است.
وی با استناد به آیه «قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُم بِوَاحِدَةٍ أَن تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَىٰ وَفُرَادَىٰ» این آیه را از آیات کلیدی قرآن دانست و افزود: قرآن ابتدا قیام دو نفره را مطرح میکند و سپس به قیام فردی اشاره دارد؛ گویی میخواهد بگوید حتی در تصمیمهای معنوی و فردی، اگر امکان همراهی وجود دارد، تصمیم جمعی بر تصمیم فردی ترجیح دارد. این نگاه، جهتگیری اجتماعی دین را بهروشنی نشان میدهد.
تواصی به حق؛ همافزایی در بینشها
حجتالاسلام الهیخراسانی با اشاره به آیه «وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِ» بیان کرد: تواصی به حق، ناظر به بینشها و باورهای انسان است. «حق» به معنای حقیقت و واقعیت است و سفارش به حق یعنی یادآوری مداوم حقیقتها به یکدیگر تا در تشخیص دچار خطا نشویم. انسان گاهی راه را گم میکند، گاهی در تشخیص دچار اشتباه میشود و اینجاست که نیاز دارد دیگران او را متذکر کنند و یادآور شوند که مسیر را اشتباه نرود.
وی افزود: خداوند اگر تواصی را لازم نمیدانست، هرگز بر آن تأکید نمیکرد. این سفارشها برای آن است که مؤمنان دست یکدیگر را بگیرند و اجازه ندهند انحراف در بینشها تثبیت شود. از همین روست که قرآن در آیات دیگر نیز بر حرکت گروهی تأکید دارد؛ آنجا که میفرماید از هر گروهی، جمعی برای تفقه در دین حرکت کنند، نه اینکه افراد بهتنهایی راه بیفتند.
تواصی به صبر؛ تقویت انگیزهها و ارادهها
این استاد حوزه با اشاره به ادامه آیه «وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ» گفت: صبر گرچه خود از مصادیق حق است، اما قرآن بهطور مستقل از آن یاد میکند. اگر قرار بود همان تواصی به حق کافی باشد، میتوانست بفرماید «بالحق و الصبر»، اما تکرار «تواصی» نشان میدهد که این دو، دو ساحت متفاوتاند. تواصی به حق مربوط به اندیشه و بینش است، اما تواصی به صبر، ناظر به انگیزه، احساس و اراده انسان است.
حجتالاسلام الهیخراسانی با تطبیق این معنا بر موضوع حجاب اظهار داشت: برخی افراد نیازمند تواصی به حقاند؛ یعنی هنوز فلسفه و حکمت حجاب را درست نمیدانند. اما برخی دیگر فلسفه حجاب را میدانند و در عمل دچار ضعف شدهاند. این افراد دیگر نیاز به تبیین ندارند، بلکه به قوت قلب و حمایت عاطفی نیازمندند. باید برایشان از الگوهایی چون آسیه، همسر فرعون، سخن گفت؛ زنی که در سختترین شرایط، به الگویی برای همه اهل ایمان تبدیل شد و خداوند او را ضربالمثل مؤمنان قرار داد.
وی با اشاره به روایات تاریخی افزود: گاه یک جمله امیدبخش، یک دلگرمی ساده، میتواند انسانی را از فروپاشی نجات دهد. بسیاری از دختران و زنان، بیش از استدلال، نیازمند همدلی، در آغوش گرفتن، اشک پاک کردن و دلگرمیاند. اگر این تقویت انگیزه بهموقع انجام نشود، چهبسا کسی که تا دیروز مقاومت میکرد، امروز دیگر نتواند ادامه دهد.
وی با انتقاد از غفلت نسبت به این نیازها گفت: ما گاهی آنقدر درگیر بیان احکام و تبیینها هستیم که از حال یکدیگر غافل میشویم، در حالی که خود ما نیز به همین همدلیها نیاز داریم.
این استاد حوزه علمیه خراسان تأکید کرد: خسران اصلی، خسران عمر و سرمایههای وجودی انسان است و تنها راه نجات از آن، معامله با خداست. اگر انسان عمر و توان خود را در راه خدا هزینه کند، دچار خسارت نمیشود؛ اما هر معاملهای جز معامله با خدا، زیان محض است؛ چراکه «کُلُّ شَیْءٍ هَالِکٌ إِلَّا وَجْهَهُ».
وی با اشاره به فرمایش امام هادی علیهالسلام که دنیا را بازار معرفی میکنند، گفت: در این بازار، عدهای سود میکنند و بسیاری زیانکار میشوند. سودکنندگان کسانی هستند که عمر خود را در مسیر الهی صرف کردهاند. ثروت ظاهری ملاک نیست؛ مهم این است که انسان بداند چگونه از سرمایه وجودی خود استفاده کرده است.
حجتالاسلام الهیخراسانی افزود: قرآن میفرماید دلبستگیهای دنیوی سعادتآفرین نیستند؛ آنچه باقی میماند، «باقیات صالحات» است. هرچه انسان برای خدا هزینه کند، باقی میماند و هرچه غیر از آن باشد، با دنیا از دست میرود.
وی با اشاره به بخش پایانی سوره عصر تصریح کرد: تأکید قرآن بر «وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» نشان میدهد که ایمانِ بدون عمل کافی نیست. عمل صالح، یعنی شایستهترین عمل در هر موقعیت. گاهی حتی برخی اعمال عبادی، در مقایسه با وظیفه مهمتر، دیگر «صالحترین» انتخاب نیستند.
این استاد حوزه علمیه خراسان خاطرنشان کرد: ایمان باید در میدان عمل خود را نشان دهد. صرف ادعا کافی نیست. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: «العمل، العمل». انسان اگر خود را سرباز امام زمان عجلاللهتعالیفرجه میداند، باید ببیند در عمل چه کرده است. ایمان واقعی، در رفتار، مسئولیتپذیری و حضور مؤثر در میدانهای اجتماعی و فرهنگی جلوهگر میشود.
وی در پایان تأکید کرد: عمل صالح، تشخیص درست اولویتهاست. امروز نیز هر کس باید ببیند در زمان و موقعیت خود، کدام عمل شایستهتر است و همان را انتخاب کند؛ چراکه تنها همین اعمال است که در نهایت، برای انسان باقی خواهد ماند، ما باید در اعتکاف خود را شارژ کنیم تا پس از آن، با توان و انگیزهای چندبرابر در میدان عمل و سربازی دین حاضر شویم.