ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید.

تاثیر حرکت های فرهنگی و سیاسی امام محمدباقر علیه السلام



امام محمدباقر علیه السلام از اختلافات سیاسی و حکومتی بنی امیه در ترویج معارف اهل بیت علیهم السلام بهره جست و برای زنده نگه داشتن شیعه، تلاش کرد.

امام محمد باقر (ع) پنجمین آفتاب افق امامت، هفتم ذيحجه سال 114 هجرى و 19 سال و ده ماه پس از شهادت پدر بزرگوارش حضرت امام زين العابدين(ع)، در سن 57 سالگى در مدينه به وسيله هشام مسموم و در قبرستان بقيع به خاك سپرده شد.

جهان اسلام در عصر امام باقرعلیه السلام
عصر امامت حضرت باقرالعلوم علیه السلام، با وجود اختلافات شدید در حکومت بنی امیه و تغییر حکومت به بنی عباس، جهان اسلام از لحاظ گسترش قلمرو، حوادث سیاسی و اجتماعی، مبارزات فکری، رونق مباحث کلامی و فقهی، روبرو شد که از آن جمله می توان به راه اندازی دانشگاه مدینه وابسته به اهل بیت(ع) به عنوان مهمترین حرکت علمی و فرهنگی، اشاره کرد که در آن فقه، حدیث، فلسفه، تفسیر، لغت و دیگر علوم، مورد بحث و نظر قرار می گرفت و جوانان اهل کوفه، بصره، واسط و حجاز، برای کسب دانش به آن مراجعه می کردند.
شیعه در عصر امام باقرعلیه السلام فشارهایی را که قبلاً با آن مواجه بود را احساس نمی کرد و افراد جویای معارف اهل بیت(ع)، از نقاط دور به مدینه عزیمت می کردند و علوم حدیث در سراسر قلمرو اسلامی رونق یافت.
یکی از مهم و عمده ترین خطّ مشی سیاسی اجتماعی امام پنجم علیه السلام، تسلط بر فضای فرهنگی جامعه، بود که این حرکت در زمان امام صادق علیه السلام به اوج خود رسید و شیعه را برای همیشه در میان امّت اسلامی زنده نگاه داشت.
البته؛ انحرافات سیاسی در قالب مقاصد فکری با وجود خلافت های سست بنی امیه رواج بسیاری یافت و در این میان بخاطر جاه طلبی های امویان، اجازه ای برای حضور مرجعیت شیعی صادر نمی شد اما در این شرایط، امام محمد باقر علیه السلام، با توجه به ارزش های الهی به مقابله با آنها پرداخت و اهداف فرقه های انحرافی را نمایان و منتشر کرد.
فرقه های مُرجئه، جبریه و قدریه، خوارج، غُلات، مغیریه، جارودیه و اندیشه های خطر آفرین یهود از تفکرات انحرافی هم عصر امام پنجم علیه السلام بودند که امام(ع) در برابر آنها موضع تند و سازش ناپذیر را اعلام و با جبهه گیری محکم، در زمینه عدم انحرافات فکری و فرهنگی جامعه تلاش کرد.

مناظرات علمی امام باقر علیه السلام / بازگشت از دمشق
عصر امام باقر علیه السلام، روزگار برخورد اندیشه های اسلامی و غیر اسلامی بود و مناظرات زیادی بین دانشمندان ادیان مختلف با امام از سوی دربار سازمان دهی شد و اُمویان در پی شکست های سیاسی خود، مقابله‌ی شدید علمی را برای تضعیف اهل بیت علیه اسلام برنامه ریزی می کردند اما نور الهی در بطن شیعه جریان داشت و همواره نیز می درخشد.
یکی از مناظرات امام پنجم علیه اسلام پیش از بازگشت از شهر دمشق و مسابقه تیراندازی ای كه هشام ترتیب داده بود، است. که بازخوانی متن آسان و منتشر شده آن را در ادامه از نظر خواهید گذراند؛
امام(ع) هنگام بیرون آمدن از قصر هشام، باگروهی كه در اطراف میدان مشرِف به قصر تجمع كرده بودند، برخورد كرد. امام پرسید: اینان كیستند؟ پاسخ گفتند: اینها راهبان و كشیشان مسیحی هستند كه در مجمع بزرگ سالانه خود گرد هم آمده اند و در این مكان، نشست علمی دارند و در مورد مسائل گوناگون علمی خود بحث و تبادل نظر می كنند. امام علیه السلام عبای خود را به سر گرفت و به گونه ناشناس در آن مجمع شركت كرد. امام صادق علیه السلام نیز كه همراه پدرش بود، در گوشه ای نشست.
جاسوسان حكومتی كه امام را زیر نظر داشتند، بی درنگ هشام را آگاه كردند. هشام كه می پنداشت فرصتی مناسب یافته است، به چند نفر از افراد خود دستور داد تا از نزدیك شاهد ماجرا باشند و لحظه به لحظه آن را گزارش كنند. گروهی از مسلمانان كه امام را می شناختند نیز در نشست حاضر شدند و كنار امام نشستند. در این هنگام، اسقف بزرگ مسیحیان وارد جمع شد و همگان به احترام او برخاستند. او بسیار سالخورده بود و لباسی از حریر زرد نیز بر تن داشت. آهسته به سمت جایگاه خود گام برداشت و نشست. نگاهی به حاضرین كرد، نگاهش بر چهره تابنده امام متوقف شد. پرسید: «آیا شما از مایید یا از امت مرحومه؛ امام پاسخ فرمود: از امت مرحومه. پرسید: «از دانشمندان شان هستی یا از نادانان؟» فرمود: «از نادانان نیستم».
گونه ای تشویش بر اسقف حاكم شد. پرسید: « [نخست] من از شما سؤال كنم. [یا شما می پرسید؟] »امام فرمود: «شما بپرسید..» او گفت: «شما مسلمانان از كجا می گویید كه بهشتیان می خورند و می آشامند، ولی نیاز به قضای حاجت ندارند؟ آیا دلیلی یا نمونه ای نظیر آن در این جهان سراغ دارید؟»
امام فرمود: «آری نمونه آن، جنینی است كه در رحم مادرش تغذیه می كند، ولی مدفوعی ندارد و نیاز به قضای حاجت پیدا نمی كند.» اضطراب اسقف بیشتر شد و گفت: «شگفت انگیز است! شما كه گفتید از دانشمندان نیستید؟» امام فرمود: «خیر، من گفتم از نادانان نیستم».
اسقف دوباره پرسید: «شما از كجا ادعا می كنید كه نعمتها و میوه های بهشتی كم نمی شوند و هر چه از آنها مصرف شود، باز به حال خود باقی می مانند و كاهش نمی یابند؟ آیا نمونه روشنی از پدیده های این جهان می توانید ذكر كنید؟»
امام فرمود: «آری، نمونه بارز آن در عالم محسوسات، آتش است. شما اگر از شعله شمعی صدها چراغ بیفروزید، از شعله آن كاسته نمی شود.»
باز هم بر شگفتی اسقف افزوده شد و پرسشهای دیگری مطرح كرد و هر بار پاسخی قانع كننده می شنید. وقتی پرسشهایش به پایان رسید، با عصبانیت از جایش برخاست و به حاضرین گفت: «شما دانشمندی بلند مرتبه تر از مرا آوردید و نزد من [برای مناظره] نشاندید تا مرا رسوا سازید و مسلمانان بدانند كه از ما مسیحیان برترند و دانش بیشتری دارند. به خدا سوگند دیگر كلمه ای از من نخواهید شنید و اگر تا سال دیگر زنده ماندم، مرا در بین خود نخواهید یافت. این را گفت و رفت.
مجلس به هم خورد و همه پراكنده شدند. خبر به هشام رسید و از شنیدن آن بسیار بر آشفت. او كه می پنداشت امام در مناظره با اسقف مسیحی سر افكنده بیرون می آید، با شنیدن خبر پیروزی امام، بسیار بیمناك و مضطرب شد؛ از این رو، به فكر فرو رفت تا چاره ای بیندیشد و به این نتیجه رسید كه باید پیروزی امام را با اتهام گرایش به مسیحیت، خدشه دار كند. او با ظاهر سازی، هدیه ای برای امام فرستاد و از او خواست كه دمشق را ترك نكند و در این فرصت به فرماندار خود در شهر «مَدْین» كه در مسیر حركت امام به سوی مدینه بود، نگاشت: «محمد بن علی علیهماالسلام و فرزندش در آنچه از اسلام اذعان می دارند دروغگو هستند. آن دو نزد من بودند، وقتی من آنان را به قصد مدینه بازگردانیدم نزد كشیشان مسیحی رفتند و آنچه در دل خود از كفر مخفی كرده بودند نمایاندند و از اسلام به دین مسیحیان نزدیك شدند. من به خاطر خویشاوندی ای كه با آنها داشتم نخواستم كیفرشان كنم ولی وقتی نامه ام به دستت رسید، مردم را از آن آگاه كن و ندا در ده كه آن دو مرتد هستند و امیرالمؤمنین همگان را از معاشرت با آنها باز داشته است و دستور قتل آن دو و دوستان و پیشكارانشان را صادر كرده است .
تلاشهای مذبوحانه هشام در سرپوش گذاشتن بر واقعیت بی نتیجه ماند و مردم كه نخست تحت فشارهای تبلیغاتی او قرار گرفته بودند، به واقعیت پی بردند و جایگاه امام علیه السلام و شیعه، بهتر برای آنها تبیین شد و این حركت هشام بیشتر سبب رسوایی او و حكومت بنی امیه گشت. (1)

توجه امام باقر علیه السلام به فراگیری علوم
حضرت باقر علیه السلام در مورد تشویق به فراگیری علم فرمود: «اَلْکَمالُ کُلُّ الْکَمالِ التَّفَقُّهُ فِی الدّینِ وَ الصَّبْرُ عَلَی النّائِبَةِ وَ تَقْدیرُ الْمَعیشَةِ؛ کمال تمام کمال [در سه چیز]: فهمیدن دین، بردباری بر سختیها و اندازه گیری معیشت است.»
آن حضرت درباره روش فراگیری علوم از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل فرمود: «اَلْعِلْمُ خَزائِنُ وَ مِفْتاحُهَا السُّؤالُ فَاسْئَلُوا یَرْحَمُکُمُ اللّه ُ فَاِنَّهُ یُؤْجَرُ فیهِ اَرْبَعَةٌ السّائِلُ وَ الْمُعَلِّمُ وَ الْمُسْتَمِعُ وَالْمُجیبُ لَهُمْ؛ علم گنجینه هایی است و کلید آن پرسش است. پس سؤال کنید! خدا شما را مورد رحمتش قرار دهد؛ زیرا پرسش باعث می شود چهار کس اجر برد: پرسشگر، معلم، شنونده و کسی که جواب می دهد.»
امام باقر علیه السلام در مورد جایگاه با ارزش علما و دانشمندان فرمود: «عالِمٌ یُنْتَفَعُ بِعِلْمِهِ اَفْضَلُ مِنْ اَلْفِ عابِدٍ؛ عالمی که از علمش بهره برده شود، برتر از هزار عابد است».
همچنین ایشان درباره شرایط فراگیری علم و اخلاص و دنیاگریزی عالم فرمودند: «اِنَّ الْفَقیهَ حَقَّ الْفَقیهِ الزّاهِدُ فِی الدُّنْیا الرّاغِبُ فِی الْآخِرَةِ الْمُتَمَسِّکُ بِسُنَّةِ النَّبِیِّ؛ فقیه حقیقی، فقیهی است که زاهد [و گریزان از] دنیا باشد و مشتاق آخرت، و پیرو سنت نبی صلی الله علیه و آله » و نیز فرمودند: «مَنْ طَلَبَ الْعِلْمَ لِیُباهِیَ بِهِ الْعُلْماءَ اَوْ یُمارِیَ بِهِ السُّفَهاءَ اَوْ یَصْرِفَ بِهِ وُجُوهَ النّاسِ اِلَیْهِ فَلْیَتَبَوَّءْ مَقْعَدُهُ مِنَ النّارِ، اِنَّ الرِّئاسَةَ لا تَصْلُحُ اِلاّ لاَِهْلِها؛ کسی که علم را برای مباهات و بالیدن نزد علما یا مجادله نزد سفها و یا [راهیابی در دل مردم و] جلب توجه مردم به سوی او، فراگیرد، پس نشیمنگاه خود را آتش قرار دهد. به راستی ریاست جز برای اهلش شایسته نیست».
روابط عمومی حوزه علمیه خراسان، شهادت امام محمدباقر علیه السلام، پنجمین حجت خدا، مظهر ذات کبریا، وارث گنج حکمت و عرفان، عالم علم اوصیا و قرّة العین امام سجاد علیه السلام را محضر بقیه الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف، رهبر معظم انقلاب، علمای اعلام، حضرات آیات، روحانیون، طلاب، ولایتمداران و عموم مردم تسلیت می گوید.

----
1) محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، بیروت، مؤسسة الرسالة، 1403 ق، ج 46، ص 309،؛ ابو جعفر محمد بن جریر بن رستم الطبری، دلائل الامامة، نجف، منشورات مطبعة الحیدریة، 1369 ق، ص 106 (با اندكی تفاوت) .

 


كد خبر: 38186  |  تاریخ درج خبر: 1399/05/07  |  کد خبرنگار: 201017
ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید.
 
نام:
اطلاعات تماس: (تلفن همراه یا ایمیل)
متن:
 
کد امنیتی:       
بالا