مرور 6 نکته مهم در امر تبلیغ

عنوان

مرور 6 نکته مهم تبلیغی در گفت‌وگو با حجت‌الاسلام والمسلمین عبدخدایی، عضو مجلس خبرگان رهبری را در ادامه بخوانید.

به گزارش روابط‌عمومی حوزه علمیه خراسان، در ادامه دیدارهای معاون تبلیغ این حوزه با علما و اساتید در خصوص اهمیت تبلیغ دین، متن زیر حاصل گفت‌وگو با حجت‌الاسلام والمسلمین عبدخدایی، عضو مجلس خبرگان رهبری است که در 6 بخش کوتاه مرور می‌شود:

1. اهمیت تبلیغ دین؛ اولین رسالت حوزه‌های علمیه
اولین رسالت روحانیت، حرکت و تبلیغ برای خداست و این را باید به صورت روح در بدن روحانی دانست؛ زیرا تریبونی که در اختیار روحانیت گذاشته شده، مربوط به خودش نیست بلکه مربوط به زحماتی است که رسول اکرم(ع) کشیده‌اند.
آیه «الَّذینَ یبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَ یخْشَوْنَهُ وَ لا یخْشَوْنَ أَحَداً إِلاَّ اللَّهَ وَ کَفی بِاللَّه حَسِیبًا» (احزاب، 39) مبلّغ را توجه می‌دهد که تبلیغ، رسالات الله است و محور و شاخص اصلی، کلمه اولیا الله است که اگر محور این شد، مبلّغ از هر انحرافی مصون می‌ماند و اگر شاخص این نبود هر روز سر از جایی در می‌آورد و هر زمان فکر و تبادل فکری خاصی دارد. روش بزرگان ما در حوزه نیز این بوده که موفقیت‌های بسیاری را موجب شده است.
در نهج‌البلاغه مشهود است که حضرت می‌فرمایند: بیشترین مواردی که عقل‌ها به زمین می‌خورد زمانی است که شهوت‌ها زرق و برق دارند. وقتی طمع به سراغ فرد آمد، این طمع پوششی روی عقل او می‌شود و نتیجتاً همه چیز را فراموش می‌کند. همچنین می‌فرماید: «من عرف نفسه، لا یتجاوز عن حده» خداوند رحمت کند کسی که حد خود را بشناسند و تجاوز نکند که گاهی طمع، تجاوز از حد است. افراد گاهی بسته به شرایطی که مورد استقبال قرار گرفته‌اند، می‌خواهند مدعی شرایط برتر نیز بشوند که این سبب می‌شود آنچه دارند نیز از دست می‌دهند. روحانی نیز در مرحله‌ای مورد پذیرش جامعه است، اما اگر ادعای مرحله بالاتری کرد همان مرحله قبلی را نیز از او می‌گیرند و اصل طمع، آفت بزرگی است که هستی انسان را بر باد می‌دهد.
شاخص اصلی باید کتاب الهی، سنت پیامبر و سیره اهل‌بیت باشد؛ اما در اطراف این‌ها باید بصیرت، تدبر و تفقه با مطالعه و درایت همراه شود و بدون پردازش خواسته باشد، بنابراین امام رضا(ع) فرمودند: مبلغ باید بتواند محاسن کلام ما و زیبایی‌های سخنان اهل‌بیت را بیان کند.
هرچه سطح معلومات طلبه بالا برود مطالب مشابه یک مسئله را باید ببیند، چون همانطور که برخی از آیات قرآن، برخی دیگر را تفسیر می‌کند، روایاتی نیز روایات دیگر را تبیین می‌کند و وقتی انسان سلطه به آیات و روایات توامان با بصیرت و تفقه داشته باشد خوب می‌تواند مطالب قرآن و اهل‌بیت را تبیین کند و چون مطابق با فطرت انسان‌هاست در دل‌ها جا می‌افتد و مورد قبول توده انسان‌ها قرار می‌گیرد.

2. اهمیت سطح سواد مبلّغ دین
تبلیغ هم مثل کارهای دیگر، مراحل مختلفی دارد که مراحل پایین برای افراد متوسط، مراحل بالا برای اندیشمندان و مراحل خیلی بالاتر برای فرهیختگان است و حوزه باید برای همه مراحل نیرو تربیت کند و همه را با یک چشم نگاه نکند و افراد معمولی که سواد کمی دارند مناسب حال خودشان صحبت شود.
حرف‌های ارتجاعی مردم را گمراه می‌کند و باطل است و مبلّغ حق ندارد با حرف‌های باطل مردم را سرگرم کند. در مراحل مختلف به‌وسیله حق باید مردم را هدایت کرد. باید ادبیات را خوب بخواند تا بتواند آیات و روایات را بفهمد و اصول و فقه را درک کند و بعد از آن نیز شروع به تبلیغ کند و حتماً یک دوره احکام را بداند و کم و کیف فقه و اصول را به دست آورد و پایه‌های فکری او نیز انسجام یافته باشد تا رشد پیدا کند و به مراحل بالا دست یابد.
پیامبر(ص) در روایتی فرمودند: «قصم ظهري رجلان عالم متهتك و جاهل متنسك»؛ پشت من شکست، از عالمی که پرده‌دری می‌کند و جاهلی که متنسک باشد. کسی که روش و مسلک را خودش انتخاب کند و برای دیگران بیان کند مورد ناراحتی پیامبر است و اگر عالمی خدای ناخواسته مشغول شد به حتاکی در حوزه مسائل دینی، بدترین ضربه‌ها را وارد می‌کند. جاهل متنسک نیز که می‌خواهد سیره و روشی ابداع کند و مردم را به آن سمت بکشاند، موجب گمراهی می‌شود. عالم جاهل خیال می‌کند راهنمایی کرده و در این مسیر عالم متهتک قهرا برد کاری‌اش بیشتر است و اگر جاهل متنسک صد نفر را فریب دهد، عالم متهتک صدهاهزارنفر را می‌تواند فریب دهد و گمراه کند چون به اندازه قدرت فکری، توسعه کاری هم دارد.
اگر قیام مبلّغ برای خداوند باشد مهم است ولی اگر مبلّغ ایمان نداشته باشد، همچون سرباز مرده است که در جبهه افتاده و نمی‌تواند کاری بکند و اگر علم نداشته باشد نیز مثل سرباز بدون سلاحی است که کاری نمی‌تواند بکند و صد سرباز بدون سلاح را دو نفر مسلح می‌توانند دستگیر کنند. گاهی فردی متدین است اما سواد ندارد و خیال می‌کند مشغول خدمت است در حالی که خدمت این است که انسان سطح سواد خود را بالا ببرد. قرآن آیات زیادی دارد که هدایت باید دست عالم باشد و فرد جاهل نمی‌تواند افراد جاهل دیگری را هدایت کند.
پس در اولین مرحله روی روند حوزوی و دروس حوزوی تأکید داشته باشید چون بزرگان حوزه‌های علمیه به این نتیجه رسیده‌اند و اگر کسی بخواهد خلاف مسیر برود به نتیجه چندانی نمی‌رسد. منابع اولیه ما همه عربی است و اگر کسی مسلط به ادبیات عرب نباشد قرآن را اشتباه می‌فهمد و ترجمه می‌کند و عوضی مردم را هدایت می‌کند بنابراین فراگیری زبان قرآن و زبان روایات مرحله نخستین است. بعد هم باید مسائل شرعی را به صورت مقلدبودن و استنباطی بداند چون مسائل شرعی نیز مبتلابه مردم است.
در گذشته بین علما اختلاف سلیقه وجود داشت و حتی مراجع بزرگمان برخی ممحض در فقه و اصول می‌شدند اما برخی به مطالب دیگر همچون تفسیر می‌پرداختند. اما امروز در بین مراجع، نویسندگان خوب و سخنرانان زبردستی وجود دارند و از نظر فقهی نیز مورد قبول‌اند و در کسوت مرجعیت خدمت می‌کنند. پس اینکه کسانی خیال کنند تبلیغ، نقیصه است فوق‌العاده اشتباه است و اگر کسی بتواند جمع کند بین علم فقه و اصول و علم متداول حوزه و تبلیغ، برترین خدمت را کرده است.

3. شناخت آفت‌های زمانه، گام بعدی است
یک مبلغ باید خصوصیات زمان و آفت‌هایی که امکان دارد به دین و متدینان برسد را بداند و نیازها و سؤالات اهل زمان را بداند و برای آنان بر اساس کتاب و سیره اهل‌بیت و پیامبر طرح داشته باشد و این عارف به زمان است. اگر کسی فقط مطالب شیخ طوسی را بداند اما از نیازهای امروزی زمان اطلاعی نداشته و طرحی نداشته باشد، ارزشی ندارد؛ زیرا جریان ائمه هدی برای همیشه زنده است و قرآن نیز قرآن هر روز است.
مرحوم میرزای شیرازی فقیه عارف به زمان بود که وقتی مسئله‌ای در رژیم مطرح شد، فوراً متوجه شد که پشت سر آن، استعمار انگلستان است و با فتوای خود توانست کمر انگلستان را بشکند. یا امام که با طرح ولایت فقیه توانستند در سیاست جهانی راه نویی را نشان دهند یعنی در مقابل حکومت‌های استبدادی مشروطه روش‌ دیگری را تبیین کردند که متدینان بتوانند آن را پیاده کنند.
حوزه علمیه باید روحانیت و مبلّغان و طلاب را در جریان اخبار روز بگذارد و تحلیل‌هایی داشته باشد و شیطنت‌های دشمنان را تبیین کند، ارتباطات و راه مقابله با آن‌ها را تبیین کند و فرهیختگان سیاسی داشته باشد که مرتب حوزه را تغذیه کنند و به وسیله سخنرانی‌ها، سطح بینش حوزه نسبت به زمان بالا برود.

4. رسیدگی به امور اقتصادی مردم در کنار تبلیغ دین
پیامبر در زندگی مردم به آن‌ها رسیدگی مادی نیز کرد و از نظر دین و دنیا موجب پیشرفت مردم بود و از نظر اقتصادی عالی‌ترین طرح‌ها را داشت. وضعیت عرب آن روز را در ورود به مدینه ملاحظه کنید و ببینید مردم مدینه در چه وضع فلاکت‌باری قبل از پیامبر بودند و روزی که پیامبر از دنیا رفت در چه رفاهی بودند. خدمات اجتماعی مقدمه و نتیجه است چون جزو دستورات دینی است که هر کس غم و غصه را از دل مسلمانی بردارد خداوند غم‌های روز قیامت را از او بر می‌دارد و این مانع خدمات فردی نمی‌شود، چون گاهی روحانی خدماتی دارد که به اندازه یک تشکیلات کار می‌کند و بعد الگویی برای تشکیلات می‌شود.
روحانی متفکر با ابتکارات خود می‌تواند منطقه‌ای را آباد کند. مرحوم دهشت در مشهد در 17 مؤسسه دینی فعالیت کرده بودند و صندوق‌های قرض‌الحسنه و خدمات اجتماعی تبلیغی بسیاری نیز ارائه داده بودند. مبلغ باید رفتار پدرگونه داشته باشد و به درد دل مردم برسد و زیر بال افراد را بگیرد تا خداوند به او توفیق داده و ذوق و سلیقه او نیز در این زمینه رشد پیدا کند.

5. مبلّغ نباید به دنبال مسائل مادی باشد
ارزش تبلیغ را نباید با جنبه‌های مادی سنجید. وقتی انسانی هدایت می‌شود با پول و مادیات برابری نمی‌کند و روحانی در وهله اول نظرش باید برای خداوند باشد و این را بداند که اگر نظرش این بود، خداوند او را تنها نمی‌گذارد. از طرفی جامعه باید بداند که روحانیان در هدایت و اصلاح جامعه و مبارزه با دشمنان اسلام موردنیاز هستند و زندگی آن‌ها نیز باید تأمین شود.
اگر روحانی براساس ذی‌طلبگی زندگی عمل  کند و قناعت‌پیشه باشد روزی‌اش تأمین می‌شود. از آنطرف هم مسئله موقوفات بسیار مهم است که متعلق به مدارس علمیه و یا مجالس روضه می‌باشد و حوزه باید بتواند امور موقافات را به‌خوبی رسیدگی کند.
برای کسی که مشغول خدمتی است، باید افرادی باشند که لزوم خدمت او را تشخیص دهند و آنان تا می‌توانند باید در ایجاد امکانات تلاش کنند تا شخص بتواند خدمتکار خوبی باشد و اگر بنا باشد کسی که خدمت می‌کند درگیر مشکلات دیگر هم باشد از خدمتش باز می‌ماند.

6. نکته پایانی
به طور کلی رشد حوزه‌ها نسبت به گذشته خوب است و اثرات انقلاب در این زمینه مشهود است، ولی کافی نیست و با این تهاجم دشمنان هنوز هم ارزش حوزه‌های علمیه برای جامعه اسلامی تبیین نشده است. روانشناسان موجودیت و ارزش کار خود را تبیین کردند و صدا و سیما برای آن مایه گذاشت که وجود روانشناس در جامعه ارزشمند است، اما در رابطه با روحانیت کمتر اقدام شده و خودشان نیز روی حجبی که داشتند این کار را نکردند.
روحانیت امروز در موقعیت خطیری قرار دارد. در گذشته امکانات کم بوده و الان بسیار زیاد است. اگر تلاش کنید کشتی به مقصد می‌رسد اما اگر تلاش نکنید آن امواج کشتی همه را می‌خورد. امواج جهانی علیه دین و تشیع و روحانیت است که در این زمینه کتاب‌ها و رساله‌ها نوشته‌اند و نقش روحانیت شیعه را در کشور به خوبی تشخیص داده و تلاش دارند روحانیت را از بین ببرند تا به اهداف خود دست پیدا کنند که اگر ما فعال برخورد کنیم پیروز می‌شویم و خداوند ما را یاری می‌کند.
اگر غفلت کنیم و سرمان به کارهای معمولی بند باشد دشمن مهلت نمی‌دهد. پس باید همچون مار زخمی بیدار شده و فعال بود و یکی از راه‌های فعالیت این است که حوزه بینش اقتصادی پیدا کند و خمود نباشد.
رشته‌های تخصصی در حوزه باید بعد از تکمیل رشته عمومی باشد. طلبه از بعد لمعه به تدریج وارد تخصص شود و همزمان با درس‌های حوزوی جلو برود و وقتی می‌خواهد وارد تخصص شود کفایتین را تمام کرده باشد. کسی می‌تواند مفسر قوی باشد که اصولی قوی نیز باشد. 


كد خبر: 34884  |  تاریخ درج خبر: 98/04/23  |  کد خبرنگار: 28038
 
نام:
اطلاعات تماس: (تلفن همراه يا ايميل)
متن:
 
كد امنيتي:       
بالا