امروز: یکشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۸
RSS   جستجو
بستن در حال بارگذاری...
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله إيّاكُم وفُضولَ الطَّعامِ ؛ فَإِنَّهُ يَسِمُ القَلبَ بِالقَسوَةِ ، ويُبطِئُ بِالجَوارِحِ عَنِ الطّاعَةِ ، ويُصِمُّ الهِمَمَ عَن سَماعِ المَوعِظَةِ .    از زياد خوردن بپرهيزيد ؛ زيرا زياد خوردن ، نشان قساوت را بر دل مى نهد ، اندام ها را در اطاعت و عبادت ، كُند مى كند ، و گوش دل را از نيوشيدن پند ، كَر مى سازد .    عدّة الداعي : ص 294
خاطره ای از راهیان نور

یک مقایسه ی ساده.../ شهدا چگونه آسمانی شدند؟


بعد از 30 ثانیه سکوت یکی از دانشجوها گفت: «حاج آقا ابوالفضلی این شهیدا خیلی مرد بودند»، بقیه هم کم کم به حرف آمدند و جملات مشابهی را تکرار کردند...

 سید عباس صالح شریفی- از ایثارگران حوزه علمیه خراسان در گفتگو با  خبرنگار اعزامي روابط عمومي حوزه علميه خراسان به مناطق دوران دفاع مقدس به بيان  خاطره اي از سفر راهيان نور پرداخت و گفت : سال گذشته با گروهی از دانشجویان یکی از داشگاه های کشور به قصد زیارت مناطق عملیاتی جنوب کشور همراه بودم. در راه یکی از یادمان ها بودیم و هوا برای دانشجوها بسیار گرم به نظر می رسید. آن ها از راننده خواستند که کولر اتوبوس را روشن کند. راننده که بچه ی خوزستان بود در جواب گفت: «کولرهای ماشینو سرویس نکردم و الآن کار نمی کنه». البته او حق داشت. برای خوزستانی هوای 35 تا 40 درجه بسیار عادی است و شاید آن را هوای بهاری بدانند. کلافه گی دانشجوها بیشتر شد و آن ها احساس کردند که راننده دروغ می گوید. خلاصه کار به بگو مگو کشید و نزدیک بود چند تن از دانشجوها با راننده یقه به یقه شوند که با میانجی گری چند نفر اوضاع آرام شد.
به نهر خیّن رسیدیم. دیدم تعدادی از دانشجوها در سایه اتوبوس ایستاده اند. فرصت را مناسب دیدم و تلاش کردم با جمع کردن آن ها دور خودم، به صورت غیرمستقیم و با مدد شهدا اشتباهشان را متذکر شوم. پرسیدم: «هوای این جا چند درجه س؟» گفتند: «حدود 35 تا 40 درجه». گفتم: «شما تو این هوا و در حالی که از آفتاب در امان بودید و لباس راحتی بر تن داشتید، نزدیک بود با راننده به خاطر روشن نکردن کولر درگیر بشین؟» پرسیدند: «حاج آقا منظورتون چیه؟» دوباره پرسیدم: «می دونین عملیات رمضان در چه فصلی از سال اتفاق افتاده؟» خودم پاسخ دادم: «در تیرماه بوده، در اوج گرمای خوزستان. هوای 55 درجه برای خوزستان در تابستان کاملاً معمولیه. البته بگذریم که معمولاً اون چیزی که هواشناسی اعلام می کنه به این دلیل که سنجش درجه حرارت، خارج از شهر و در سایه صورت می گیره، کمتر از واقعیت هستش».
ادامه دادم: «این که میگن در تابستان نمیشه با پای برهنه روی زمین های خوزستان قدم برداشت حقیقت داره. در دوران جنگ آب در جبهه سهمیه بندی شده بوده. از طرفی علی رغم این که رزمنده ها تانکرها رو با گل و کیسه گونی می پوشوندن، آب داخل اون ها داغِ داغ بوده و خلاصه این که رزمندگان دلیر ما علاوه بر دشمن حریص و متجاوزگر باید با آب و هوای خوزستان هم می جنگیدن. لباس نظامی، خشاب و فانوسقه، نارنجک، پوتین و از همه بدتر و مصیبت بارتر کلاه آهنی رو هم به این شرایط اضافه کنید. از طرفی عملیات رمضان در ماه رمضان اتفاق افتاده. جوون هایی که اون روز 1 هفته تمام با دشمن جنگیدند هم سن و سال شما بودند و در چنین شرایطی خم به ابرو نیاوردند و از کسی گله نکردند و از خدا می خواستند که لطف کنه و این جهاد اون ها رو قبول کنه. حالا شما به خاطر کولر...»
دیدم همه این دانشجوها سرشان را پایین انداختند. حدود 30 ثانیه سکوت حکمفرما بود تا این که یکی از بچه ها سکوت را شکست و گفت: «حاج آقا ابوالفضلی این شهیدا خیلی مرد بودند». بقیه هم کم کم به حرف آمدند و جملات مشابهی را تکرار کردند.
بله... آن ها خیلی مرد بودند که از همه چیزشان گذشتند و زن، فرزند، پدر، مادر، مال، شغل، آینده، رفاه و آسایش، درآمد و همه و همه را کنار زدند و به دنبال کسب رضایت الهی و عمل به تکلیف خود رفتند و ندای ولی خود را لبیک گفتند و این چنین بود که آسمانی شدند و برای اهل بیت (علیهم السلام) دلبری کردند.
 


كد خبر: 24004  |  تاریخ درج خبر: 96/12/25  |  کد خبرنگار: 201020
 
نام:
اطلاعات تماس: (تلفن همراه يا ايميل)
متن:
 
كد امنيتي:       
ندری: خیلی دلنشین و روان بود...ممنون
footer slimi
دفتر فناوری اطـلاعات مرکز مدیریت حـوزه علمیه خراســان
تلفن تماس: ۳۲۰۰۸۱۱۸ ۰۵۱ - فکس: ۳۲۲۵۷۸۴۹ ۰۵۱
بالا