امروز: یکشنبه ۴ تیر ۱۳۹۶
RSS   جستجو
بستن در حال بارگذاری...
امام عسكرى عليه السلام: «ما تَرَكَ الحَقَّ عَزيزٌ إلاّ ذَلَّ ، و لا أخَذَ بِهِ ذَليلٌ إلاّ عَزَّ»    «هيچ عزّتمندى، حقّ را فرو نگذاشت مگر اين كه به ذلّت افتاد، و هيچ ذليل و ناتوانى، حق را نگرفت مگر اين كه عزيز و نيرومند شد»    بحار الأنوار : ۷۸ / ۳۷۴ /۲۴
در نهمين جلسه «بررسي مباني فكري ابن‌تيميه و وهابيت» مطرح شد:

انديشه جديد وهابيان در مورد تبرّك


وهابيان نوپرداز مي‌گويند: تبرك به آثار رسول خدا در جايي است كه وسيله تبرك با بدن ايشان تماس داشته باشد! از اين طريق تبرك به آب وضوي پيامبر، موي ايشان و كاسه‌اي كه با آن آب خورده را صحيح و تبرك به امثال ضريح ايشان را ممنوع مي‌دانند.

به گزارش پايگاه اطلاع‌رساني حوزه علميه خراسان، آيت‌الله شيخ جعفر سبحاني در ادامه سلسله جلسات «بررسي مباني فكري ابن‌تيميه و وهابيت» كه در مدرسه علميه عالي نوّاب مشهد برگزار مي‌شود، صبح  روز سه‌شنبه موضوع توسل به اولياء الهي را پيگيري كرد و به شبهات مطرح شده از سوي وهابيان در اين رابطه پاسخ داد. خلاصه‌اي از بيانات ايشان در متن زير تقديم مي‌گردد.

يكي از اقسام توسل واسطه قرار دادن مقام و منزلت اولياء الهي بين خود و مقام ربوبي است و در حقيقت اين نوع توسل از قداست آنان سرچشمه مي‌گيرد و در اين رابطه روايات متعددي وجود دارد كه به ذكر چند مورد مي‌پردازيم.

 

توسل به منزلت اولياء الهي

1) توسل به منزلت سائلان مغفرت

عطيه عوفي از ابوسعيد خدري نقل مي‌كند كه رسول خدا فرمود: هر كس از خانه خود براي نماز گزاردن در مسجد بيرون بيايد و اين دعا را بخواند خدا گناهان او را مي‌بخشد: «اللهم اني اسالك بحق السائلين عليك، و اسالك بحق ممشاي هذا، فاني لم اخرج اشرا و لا بطرا و لا رياء و لا سمعة و خرجت اتقاء سخطك و ابتغاء مرضاتك فاسئلك ان تعيذني من النار و ان تغفر ذنوبي انه لا يغفر الذنوب الا انت.» سپس پيامبراكرم (ص) فرمودند: هر كه اين دعا را بخواند خدا با تمام رحمت به او توجه كرده و هفتاد هزار فرشته بر او استغفار مي‌كنند.

در اين حديث پيامبر (ص) به ابوسعيد خدري تعليم مي‌دهد كه به مقام و منزلت سائلان رحمت و مغفرت كه همان انبياء و اولياء الهي هستند، توسل جويد.

2) توسل حضرت آدم به منزلت پيامبر (ص)

آن‌گاه كه از حضرت آدم ترك اولي سر زد، براي جبران آن كلماتي از خداوند دريافت كرد كه به وسيله آن‌ها توبه كند؛ «فتلقي آدم من ربه كلمات فتاب عليه انه هو التواب الرحيم» (بقره/ 37). محدثان اهل سنت از عمر بن خطاب و او هم از رسول خدا نقل كرده‌اند كه آدم پس از ترك اولي سر به آسمان بلند كرد و براي درخواست مغفرت گفت: اسالك بحق محمد الا غفرت لي.

3) توسل به حق پيامبر و حق پيامبران پيشين

تعدادي از محدثين مطرح اهل سنت نقل كرده‌اند: آن‌گاه كه فاطمه بنت اسد، همسر ابوطالب و مادر امير مؤمنان (عليه‌السلام) درگذشت، رسول خدا وارد قبر شد و با دست‌هاي مبارك خود خاك لحد را بيرون كشيد، آن‌گاه در قبر دراز كشيد و اين جمله‌ها را بيان فرمود: «الله الذي يحيي و يميت و هو حي لا يموت اغفر لامي فاطمه بنت اسد و وسّع عليها مدخلها بحق نبيك و انبياء الذين من قبله»؛ اگر توسل به مقام انبياء و اولياء شرك بود، پس اين سخناني كه پيامبر فرمودند چه وجهي دارد؟

هم‌چنين امير المؤمنين (عليه‌السلام) در برخي از دعاهاي خود مقام و منزلت محمد و آل محمد را وسيله قرار مي‌دهد و چنين راز و نياز مي‌كند: «بحق محمد و آل محمد عليك و بحقك العظيم عليهم ان تصلي عليهم كما انت اهله و ان تعظيني افضل ما اعطيت السائلين من عبادك...» و سيدالساجدين (عليه‌السلام) در دعاهاي خود مي‌گويد: «اللهم اني اسالك بحق هذا الشهر و بحق من يعبد فيه...»

 

توسل به دعاي اولياء الهي

حقيقت اين توسل اين است كه انسان از يكي از بندگان صالح و مقرب خدا بخواهد كه در حق او دعا كند. در درخواست دعا از بندگان صالح جاي بحث و گفت‌وگو نيست، زيرا در آيه 64 سوره نساء مي‌خوانيم: «و لو انّهم اذ ظلموا انفسهم جاءوك فاستغفروا الله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله توّابا رحيماً». هم‌چنين آيه 4 سوره منافقون و ماجراي برادران يوسف (عليه‌السلام) كه از پدر درخواست داشتند كه در حق آنان دعا كند، از ديگر دلايل اين مدعاست. درخواست دعا از بندگان صالح مورد پذيرش ابن تيميه و محمد بن عبد الوهاب است، اما آنان درباره درخواست دعا از پيامبر پس از رحلت او شبهاتي دارند كه به تحليل آن‌ها مي‌پردازيم.

 

شبهه 1: آيه اختصاص به زمان حيات پيامبر دارد!

وهابيان مي‌گويند: از آن زماني كه پيامبر (ص) به لقاء الله پيوست، امت اسلامي از اين رحمت محروم گشتند و لذا اگر كسي بگويد يا رسول الله اشفع لنا عند الله، آن را بدعت مي‌شمرند.

در جواب مي‌گوييم: آيا شخصيت پيامبر (ص) در جسد مادي او خلاصه مي‌شود؟ در جواب مجبورند بگويند نه. آيا روح قدسيه رسول خدا زنده نيست؟ جايي كه شهيدان زنده‌اند، رسول خدا نيز زنده است. باز مي‌پرسيم: آيا ارتباط ما با پيامبر برقرار است يا نه؟ اگر نه پس السلام عليك ايها النبي و رحمة الله و بركاته چيست؟

فصل الخطاب اين نوع مناقشه‌ها آيه «و ما ارسلنا من رسول الا ليطاع باذن الله و لو انهم اذ ظلموا انفسهم جاؤك فاستغفر الله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله تواباً رحيماً» (نساء/ 64) مي‌باشد كه در زيارتنامه‌هاي پيامبر آمده است. سمهودي و غزالي در كيفيت دعاي پيامبر اين آيه را آورده‌اند و اين نشان مي‌دهد كه اين آيه اختصاص به دوران حيات پيامبر ندارد.

 

شبهه 2: درخواست دعا از ميت سودي ندارد!

در جلسات قبلي و با مقدماتي سه‌گانه بيان شد كه حقيقت انسان در بدن او خلاصه نمي‌شود، روح او باقي است و پيوند ما با ارواح برقرار است، بنابراين چرا بايد درخواست دعا از پيامبر خالي از فايده باشد؟

 

شبهه 3: وجود مانع از شنيدن دعا!

وهابيان آيه «و من ورائهم برزخ الي يوم يبعثون» را مورد توجه قرار داده و مي‌گويند: در برابر مردگان تا روز قيامت مانعي وجود دارد كه ارتباط ما با آنان را قطع مي‌كند.

چنين برداشتي حاكي از آن است كه ماقبل و مابعد آيه را ملاحظه نكرده‌اند. مانعي وجود دارد اما اين مانع، در واقع مانع از بازگشت به دنياست نه مانع از شنيدن دعا؛ «حتي اذا جاء احدهم الموت قال رب ارجعون لعلي اعمل صالحا في ما تركت كلّا انها هو قائلها و من ورائهم برزخ الي يوم يبعثون». از ظاهر آيه كاملاً مشخص است كه اين آيه بيانگر مانعي براي برگشت آن‌ها به دنياست.

 

شبهه‌اي ديگر...

«انك لا تسمع الموتي و لا تسمع الصم الدعاء اذا ولوا مدبرين» (نمل/ 80)؛ از مجموع آيه استفاده مي‌شود كه وجه تشبيه كافران به مردگان اين است كه هر دو نمي‌شنوند.

پاسخ اين‌كه تشبيه ميان اين دو به سود نبردن هر دو است و نه نشنيدن آن‌ها، به گواه اين‌كه مشركان وحي الهي را مي‌شنيدند، اما از شنيدن آن سودي نمي‌بردند، لذا وجه شبه سود نبردن است.

 

براي تقرب به خدا خواهان وسيله باشيد

قرآن كريم افراد باايمان را دعوت مي‌كند كه براي تقرب به خدا خواهان وسيله باشند: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» (مائده/ 35)؛ «وسيله» در آيه معناي وسيعي دارد و هر كار و هر چيزي كه مايه نزديك شدن به پيشگاه مقدس پروردگار مي‌شود را در بر مي‌گيرد. قائلان به توسل هرگز «وسيله» را به درخواست دعا از اولياء الهي يا شفيع قرار دادن آنان به درگاه خدا منحصر نمي‌دانند.

 

تبرك و آثار اولياء الهي

جهاني كه ما در آن زندگي مي‌كنيم جهان اسباب و مسببات است و اراده خداوند بر اين بوده كه پديده‌ها از طريق اسباب ويژه خود تحقق پذيرند. قرآن در آيات متعددي بر اين مسئله تصريح دارد. بنابراين مانعي ندارد كه گاهي برخي از پديده‌ها از طريقي غير از سبب طبيعي نيز بوجود آيند كه در اصطلاح علما به آن كرامت مي‌گويند. نمونه بارز آن شفا يافتن چشمان يعقوب (عليه‌السلام) از پيراهن يوسف (عليه‌السلام) است. شكي نيست كه موثر واقعي خداست، اما مشيت او بر اين تعلق گرفته كه اين فيض از طريق انداختن پيراهن يوسف بر چشمان يعقوب صورت بگيرد.

متأسفانه وهابيت با اين عقيده‌اي كه دارند در واقع با فطرت و دانش بشر مي‌جنگند! اسباب و مسببات را منكر نشويد اما به يك شرط، اين‌كه آن‌ها از خود استقلالي ندارند و همگي به اراده خداوند صاحب اثر هستند و اراده اصلي از خداست و مدبّر واقعي اوست.

 

انديشه جديد وهابيان در مورد تبرّك

وهابيان نوپرداز مي‌گويند: تبرك به آثار رسول خدا در جايي است كه وسيله تبرك با بدن ايشان تماس داشته باشد! از اين طريق تبرك به آب وضوي پيامبر، موي ايشان و كاسه‌اي كه با آن آب خورده را صحيح و تبرك به امثال ضريح ايشان را ممنوع مي‌دانند. اين توجيه به سان آن آرايشگري است كه در صدد زيبايي ابرو بوده اما ديدگان طرف را كور كرده است. آنان با اين توجيه، اصلي را كه همگان بر آن اتفاق دارند را ابطال كرده اند. آن‌ها خالق و مؤثر را تنها خدا مي‌دانند و تمام علت و اسباب را ناديده مي‌گيرند، اما فرق ميان بازمانده‌اي كه با بدن پيامبر تماس داشته با آن‌چه تماس نداشته چه فرقي وجود دارد؟ چرا شيخين اصرار ورزيدند كه در كنار قبر رسول خدا به خاك سپرده شوند؟

پيامبر در دل مسلمانان جاي دارد و مسلمانان دلداده ايشان هستند، اما چون دستشان به پيامبر نمي‌رسد، به آثار باقيمانده از ايشان تبرك مي‌جويند. بخاري در صحيح خود بابي را براي بيان آثاري كه از پيامبر باقي مانده است گشوده و در آن‌جا از زره، عصا، شمشير، كاسه، انگشتر، مو، كفش و آئينه آن حضرت نام مي‌برد كه صحابه پيوسته با آن‌ها تبرك مي‌جستند.


كد خبر: 14553  |  تاریخ درج خبر: 95/05/13  |  کد خبرنگار:
 
نام:
اطلاعات تماس: (تلفن همراه يا ايميل)
متن:
 
كد امنيتي:       
دفتر فناوری اطـلاعات مرکز مدیریت حـوزه علمیه خراســان
تلفن تماس: ۳۲۰۰۸۱۱۸ ۰۵۱ - فکس: ۳۲۲۵۷۸۴۹ ۰۵۱
بالا