امروز: یکشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۶
RSS   جستجو
بستن در حال بارگذاری...
امام عسكرى عليه السلام: «ما تَرَكَ الحَقَّ عَزيزٌ إلاّ ذَلَّ ، و لا أخَذَ بِهِ ذَليلٌ إلاّ عَزَّ»    «هيچ عزّتمندى، حقّ را فرو نگذاشت مگر اين كه به ذلّت افتاد، و هيچ ذليل و ناتوانى، حق را نگرفت مگر اين كه عزيز و نيرومند شد»    بحار الأنوار : ۷۸ / ۳۷۴ /۲۴

شبهاتی در خلقت آسمان یا زمین


آيت الله سبحاني در ادامه سلسله نشست هاي كلامي خود در مدرسه علميه عالي نواب مشهد به شبهه هاي مستشرقان درباره مدت خلقت زمين، ترتيب خلقت، سوال از جن و انسان و منصوب شدن «الصابرين» در آيه 177 بقره پاسخ دادند.

مدت خلقت زمين

يكي ديگر از دستاويزهاي مستشرقان مدت خلقت آسمان و زمين است كه در جايي آمده كه در شش روز به معني دوره آفريده شده و از جايي ديگر بيان شده كه در هشت روز آفريده شده است. آيه اول كه صراحتا دلالت بر خلقت شش روزه دارد، «اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ» (سجده/4) مي باشد اما آيه دوم صريح نيست و از آن استظهار مي‌كنند كه خداوند زمين و آسمان‌ها را در هشت روز آفريده است زيرا مي فرمايد: «قُلْ أَئِنَّكُمْ لَتَكْفُرُونَ بِالَّذِي خَلَقَ الْأَرْضَ فِي يَوْمَيْنِ وَتَجْعَلُونَ لَهُ أَندَادًا ذَلِكَ رَبُّ الْعَالَمِينَ؛ وَجَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ مِن فَوْقِهَا وَبَارَكَ فِيهَا وَقَدَّرَ فِيهَا أَقْوَاتَهَا فِي أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ سَوَاء لِّلسَّائِلِينَ؛ ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء وَهِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ اِئْتِيَا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ؛ فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاء أَمْرَهَا وَزَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ» (فصلت، 9تا12)؛ سؤال اين است كه چطور اين تناقض را رفع مي‌كنيد؟

توضيح اينكه در آيه دوم مي‌فرمايد: خداوند زمين را در دو روز، سپس كوه‌ها و ديگر چيزهاي زمين را در چهار روز و سپس آسمان را نيز در دو روز آفريد كه جمعا هشت روز خواهد بود. منشأ اين شبهه نيز كتابي به نام «مقالة في ‌القرآن» مي باشد، مربوط به فيلسوفي انگليسي كه به عربي ترجمه شده است.

 

جواب اين شبهه:

اين اشكال از خودشان نيست و غالبا مفسرين ما هر موقع به اين آيه رسيده‌اند، اين سؤال را مطرح كرده و جواب آن را نيز گفته‌اند.

نكته اول اينكه آيه اول مسلم و صريح است و نكته اصلي اينكه آيه دوم نيز به همان شش روز اشاره دارد. اجمالا به اين صورت كه دو روز اول درست است اما چهار روز دوم شامل اين دو روز اول نيز مي‌شود كه با دو روز آخر، جمعا شش روز را تشكيل مي‌دهد.

توضيح اينكه عرب گاهي در تعريف خود از سفر مي‌گويد: از بصره به كوفه رفتم در دو روز و از كوفه به بغداد در چهار روز. ظاهر اين حرف اين است كه سفر او شش روز طول كشيده ولي منظور او چهار روز است، يعني مقصود از چهار روز دوم اين است كه سفر من كلا در چهار روز صورت گرفته است كه معمولا رقم دوم را براي مجموع ذكر مي‌كنند كه شامل رقم اول نيز مي‌شود.

اين آيه نيز از اين قبيل است و مي‌گويد: خداوند زمين را در دو روز آفريد، بعد مي‌گويد دستكاري در زمين مثل خلق كوه و بركت‌هايي مثل معدن و آب را مجموعا در چهار روز صورت داد كه مجموعه كار يعني خلقت در دو روز و آرايش نيز در دو روز بوده است و در انتهاي آيات نيز مي‌فرمايد كه دو روز نيز آسمان را آفريد.

انسان‌ اگر عينك بدبيني به چشم بزند بهترين چيزها را زشت مي‌بيند و اين كاري است كه مستشرقين كرده‌اند و بدون اينكه به كلام علماي ما توجه كنند فقط به ظاهر توجه كرده‌اند، علمايي مثل شيخ بلاغي در كتاب «الهدي الي دين المصطفي» كه اين مسائل را آورده‌اند.

 

ترتيب خلقت؛ اول خلقت آسمان يا زمين؟

 

اشكال قبلي در عدد بود، اما اين اشكال در ترتيب خلقت است. از برخي از آيات مانند «رَفَعَ سَمْكَهَا فَسَوَّاهَا؛ وَأَغْطَشَ لَيْلَهَا وَأَخْرَجَ ضُحَاهَا؛ وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَلِكَ دَحَاهَا» (نازعات، 28تا30) استفاده مي‌شود كه خداوند اول آسمان‌ها و بعد زمين را آفريد اما در آياتي مثل آيات بالا (فصلت، 9تا12) خلقت زمين را اول آورده و بعد آسمان را مي‌آورد كه با حرف «ثم» نيز آمده يعني بين آن فاصله نيز بوده است.

جواب اين شبهه:

اگر انسان در آيات تدبر كند، نكات زيادي روشن مي‌شود. خداوند گاهي بيان تفصيلي دارد و گاهي بيان اجمالي، بيان تفصيلي در آيات اول سوره نازعات است، اما در آيات سوره فصلت خداوند اجمالا هر دو را بيان مي‌كند و آن هم نه خلقت را بلكه منظور بيان اراده خداوند است كه آسمان و زمين مقابل اراده خداوند و دستورِ ايجاد، تعظيم مي‌كنند.

نكته اين است كه در جمله «ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء وَهِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ اِئْتِيَا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ»، كلمه «استوي» اگر با «علي» استعمال شود به معني استيلاء است ولي اگر با «الي» آورده شود به معني قصد است. پس در اينجا يعني وقتي خداوند قصد كرد، آسمان و زمين آفريده شدند. زيرا قبلا گفته بود كه زمين را در دو روز آفريده و دوباره لازم نبود اسم زمين را بياورد، پس اگر دوباره اسم زمين را مي‌آورد يعني مقصود بيان آفرينش نيست بلكه بيان اطاعت آفرينش است.

حرف «ثم» نيز ترتيبِ بيان است نه ترتيبِ زمان؛ يعني اول آفرينش را گفته و با ترتيب بعد از آن دستور خداوند به آسمان و زمين آمده است.

همچنين در اينجا اراده اجمالي است و ترتيب مهم نيست ولي در آيات سوره نازعات اراده تفصيلي مراد بود و ترتيب لازم داشت. عرب وقتي مي‌خواهد از وضع ظاهري يك مهمان سخن بگويد اول اسم مهمان بهتر را مي‌آورد و بعد اسم مهمان ساده‌تر، در حالي كه ممكن است مهمان ساده‌تر زودتر از مهمان ديگر به خانه او آمده باشد.

 

سوال از جن و انسان

اين شبهه نيز ادعاي تناقضي ديگر در قرآن كريم است؛ به اين صورت كه در آيه «فَإِذَا انشَقَّتِ السَّمَاءُ فَكَانَتْ وَرْدَةً كَالدِّهَانِ؛ فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ؛ فَيَوْمَئِذٍ لَّا يُسْأَلُ عَن ذَنبِهِ إِنسٌ وَلَا جَانٌّ» (يس، 37 تا 39)، مي‌گويد از انس و جن سؤال نمي‌شود اما در آيه «احْشُرُوا الَّذِينَ ظَلَمُوا وَأَزْوَاجَهُمْ وَمَا كَانُوا يَعْبُدُونَ؛ مِن دُونِ اللَّهِ فَاهْدُوهُمْ إِلَى صِرَاطِ الْجَحِيمِ؛ وَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْئُولُونَ» (صافات، 22 تا 24) مي‌فرمايد: آن‌ها مورد سؤال قرار مي‌گيرند.

 

جواب اين شبهه:

اين سؤال از امام علي(ع) نيز پرسيده شد و حضرت فرمودند: در روز قيامت دو محل توقف داريم، اول هنگامي كه زلزله مي‌شود: «يَوْمَ تَرَوْنَها تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ وَ تَضَعُ كُلُّ ذاتِ حَمْلٍ حَمْلَها وَ تَرَى النَّاسَ سُكارى‏ وَ ما هُمْ بِسُكارى‏ وَ لكِنَّ عَذابَ اللَّهِ شَديدٌ» (حج، ?). زمين آنچه در دل دارد دور مي‌اندازد و بشر از قبور برمي‌خيزيد در اين حالت سؤالي پرسيده نمي‌شود چون همه گيج هستند و ترتيب و تنظيمي نيست. اما موضع دوم زماني است كه ميزان مي‌آيد و حواس مردم سر جايش برمي‌گردد و زمان سؤال و جواب فرا مي‌رسد.

 

منصوب شدن «الصابرين» در آيه 177 بقره

اين شبهه مربوط به نحو در قرآن است كه مي گويند: چرا در آيه «وَ آتَى الْمالَ عَلى‏ حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبى‏ وَ الْيَتامى‏ وَ الْمَساكينَ وَ ابْنَ السَّبيلِ وَ السَّائِلينَ وَ فِي الرِّقابِ وَ أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَى الزَّكاةَ وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا وَ الصَّابِرينَ فِي الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ» (بقره، 177)، كلمه «الصَّابِرينَ» منصوب آمده در حالي كه عطف است به «الْمُوفُونَ» و بايد مرفوع باشد؟ پس قرآن اشتباه كرده است.

 

جواب اين شبهه:

اولا قرآن اصل است نه قواعد عربي كه در كتب آمده. اگر پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) ، رسول خدا هم نبود، فردي عربي بوده و بايد قواعد عرب را از زبان ايشان گرفت، زيرا مدت‌ها در باديه بوده است.

ثانيا در لغت عرب اينگونه است كه وقتي مي‌خواهند چيزي را چشمگير كنند، اعراب آن را عوض مي‌كنند. در اينجا نيز «صابرين» منصوب به فعل مقدر «اَخُصُّ» است، يعني مخصوصا صابرين؛ زيرا صبر، رأس ايمان است و اگر نباشد چيزهاي ديگر درست نمي‌شود و كسي عهد را وفا مي‌كند كه صابر و بردبار باشد.

امير مؤمنان (عليه السلام) نيز مي‌فرمايند: صبر در ايمان مثل سر است نسبت به بدن. وفاي به عهد در واقع از شاخه‌هاي صبر است.

 


كد خبر: 12409  |  تاریخ درج خبر: 94/05/28  |  کد خبرنگار:
 
نام:
اطلاعات تماس: (تلفن همراه يا ايميل)
متن:
 
كد امنيتي:       
دفتر فناوری اطـلاعات مرکز مدیریت حـوزه علمیه خراســان
تلفن تماس: ۳۲۰۰۸۱۱۸ ۰۵۱ - فکس: ۳۲۲۵۷۸۴۹ ۰۵۱
بالا