امروز: یکشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۶
RSS   جستجو
بستن در حال بارگذاری...
امام عسكرى عليه السلام: «ما تَرَكَ الحَقَّ عَزيزٌ إلاّ ذَلَّ ، و لا أخَذَ بِهِ ذَليلٌ إلاّ عَزَّ»    «هيچ عزّتمندى، حقّ را فرو نگذاشت مگر اين كه به ذلّت افتاد، و هيچ ذليل و ناتوانى، حق را نگرفت مگر اين كه عزيز و نيرومند شد»    بحار الأنوار : ۷۸ / ۳۷۴ /۲۴
آيت‌الله سبحاني پاسخ داد؛

چرا وهابيان طلب شفاعت را تحريم مي‌كنند؟


زیربنای عقیده وهابیان را تحقیر مقامات انبیاء تشکیل می‌دهد و لذا با چنین تفکری نمی‌توانند درخواست شفاعت از اولیاء الهی را بپذیرند؛ لذا سعی کرده‌اند دلیل‌سازی کنند.

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه علمیه خراسان، آیت‌الله العظمی شیخ جعفر سبحانی در دهمین جلسه از سلسله جلسات «بررسی مبانی فکری ابن تیمیه و وهابیت» که در مدرسه علمیه عالی نوّاب مشهد برگزار می‌شود، به بررسی عقیده مسلمانان و بالخصوص شیعه و وهابیت در مورد بزرگداشت موالید اولیاء الهی و درخواست شفاعت از ایشان پرداخت. خلاصه‌ای از سخنان این مرجع تقلید شیعه در زیر آمده است:

از مواردی که وهابیت به آن اعتراض دارند، جشن‌هایی است که مسلمانان در موالید بزرگان اسلام برگزار می‌کنند و آن‌ها را بدعت می‌دانند. قبل از بررسی دلایل برگزاری این جشن‌ها باید این نکته را به آقایان وهابی متذکر شد و آن این‌که افعال صحابه دلیل بر جواز است و حجت می‌باشد، نه فعلی که آن‌ها ترک کرده‌اند. اگر در مورد کاری که صحابه آن را انجام نداده‌اند بگوییم، چنین فعلی حرام است، این خود نوعی بدعت است. هر چند که شیعه قول و افعال صحابه را حجت نمی‌داند، اما ما فعلاً نزول می‌کنیم و این فرض را در نظر می‌گیریم. با این وجود نمی‌توان به فعلی که صحابه آن را انجام نداده‌اند، نسبت بدعت داد. ضمناً مسلمانانی که چنین جشن‌هایی را برای مثال در روز میلاد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) برگزار می‌کنند، مدعی نیستند که در قرآن یا سنت در خصوص این روز خاص برای تکریم پیامبر امر شده است.

جشن‌‌های ولادت، مظهر تکریم و اظهار حب پیامبر است

بدعت چیزی است که در دین، بالخصوص یا بالعموم ریشه‌ای نداشته باشد، حال آن‌که در مورد برگزاری جشن در تکریم پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، دلیل بالعموم وجود دارد. آیات قرآن گرامیداشت پیامبر و محبت و مهرورزی به آن حضرت را یکی از وظایف مسلمانان معرفی می‌کند که در این رابطه می‌توان به آیات 157 اعراف، 24 توبه و 54 مائده اشاره کرد. در آیه 157 سوره اعراف آمده است: «فالّذین آمنوا به و عزّروه و نصروه و اتّبعوا النّور الّذی انزل معه اولئک هم المفلحون»؛ همان طور که ایمان به پیامبر و کمک به دین او و پیروی از قرآن یک وظیفه مستمر در تمام قرن‌هاست، تکریم و تعظیم ایشان نیز یک وظیفه مستمر است.

در نتیجه باید این سؤال را از وهابیان پرسید که آیا مجالسی که در اوقات مختلف برای پیامبر برگزار می‌شود، مظهر تعظیم النبی و حب النبی است یا مظهر تحقیر ایشان؟ مسلمانان با برگزاری این جشن‌ها به آیات الهی تجسم می‌بخشند. البته تمام این مراسم مشروط بر این است که از هر نوع کار ناشایست پیراسته بوده و با موازین شرع منطبق باشد. جشن ما اظهار مودّت است و اظهار مودّت تنها نباید در دل باشد.

رفع ذکر النبی محبوب قرآن است

خداوند در قرآن می‌فرماید: «و رفعنا لک ذکرک» (انشراح/ 4)؛ خداوند به یاد و نشان پیامبر ترفیع بخشیده است. از این آیه استفاده می‌شود که ترفیع منزلت نبی اکرم از امور پسندیده است و هر چه انسان به این امر بپردازد، به این آیه تجلی بخشیده است و مطمئناً برگزاری چنین جلساتی مایه ترفیع مقام نبی در اذهان و خاطره‌هاست.

میلاد پیامبر بالاتر است یا مائدۀ آسمانی؟!

در آیه 114 سوره مائده می‌خوانیم: «ربّنا انزل علینا مائدةً من السماء تکون لنا عیداً لاوّلنا و آخرنا و آیةً منک و ارزقنا و انت خیر الرّازقین»؛ جایی که حضرت مسیح به خاطر نزول مائده‌ای سماوی، روز نزول آن را تا روز رستاخیز، عید مذهبی اعلام می‌کند، آیا میلاد پیامبر به اندازه ارزش مائده سماوی نیست؟! مائده سماوی تنها یک روز گرسنگی شاگردان مسیح را برطرف کرد، اما شریعت پیامبر تا روز رستاخیز حیات‌بخش و کمال‌آفرین است.

هم‌چنین با توجه به آیه «قل لا اسئلکم علیه اجراً الا المودة فی القربی» (شوری/ 23)، پیامبر به امر الهی از مردم دوست داشتن بستگان خود را خواهان است و دوستی بستگان پیامبر به نفع امت است، زیرا مهر و مودت به صالحان سبب می‌شود که انسان، سالک راه آنان باشد لذا برگزاری جشن در روز میلاد آل عبا نیز نوعی عمل به این آیه است.

البته با وجود دلایل یاد شده نمی‌توان توقع داشت که آنان چنین مراسمی را تجویز کنند، چراکه مکتب وهابیت بر اساس پایین آوردن مقامات بزرگان پی‌ریزی شده است.

طلب شفاعت از اولیاء الهی

شفاعت یک مسئله است و درخواست شفاعت مسئله‌ای دیگر. همه مسلمانان و حتی وهابیان، غیر از معتزله، معتقدند که انبیاء در روز قیامت گروهی را شفاعت می‌کنند. در این حالت از شافع تجلیل شده و بر گنهکار ترحّم گشته است. البته باید یادآور شد که شفاعت برای گروهی است که دو شرط ایمان به خدا و رابطه با پیامبر را داشته باشند. اولی را رابطه ایمانی و دومی را رابطه روحی می‌گویند. به طور کلی با توجه به آیات قرآن در رابطه با اصل شفاعت اختلافی نیست، بلکه مشکل بر سر طلب شفاعت است. آن‌ها طلب شفاعت را بدعت و شفاعت را منحصر به خداوند می‌دانند و معتقدند که نباید از شافعان، طلب شفاعت کرد، بلکه به طور مثال باید گفت: «اللهم شفّع نبینا محمداً فینا یوم القیامة».

طلب شفاعت، درخواست دعا است

طلب شفاعت از اولیاء الهی طلب دعا از ایشان است. اصلاً شفاعت در آیات و روایات به معنای دعا است. معنی «اشفع لنا عند الله» جز این نیست که از خدا بخواه که مثلاً از گناه من درگذرد. لذا چون خود وهابیان طلب دعا را ممنوع نمی‌دانند، طلب شفاعت که همان طلب دعا است نیز نباید ممنوعیتی داشته باشد.

فخر رازی آیه «و یستغفرون للذین آمنوا ربّنا وسعت کل شیء رحمة» را حاکی از شفاعت فرشتگان درباره گنهکاران می‌داند و دعای حضرت نوح در آیه 28 سوره نوح را نیز نوعی شفاعت در حق دیگران تفسیر می‌کند. هم‌چنین بخاری در صحیح خود بابی تحت عنوان «اذا استشفعوا الی الامام لیستسقیلهم لم یردّهم» گشوده است. این دلایل سه‌گانه ثابت می‌کند که ماده «استشفاع» به معنی درخواست است. حتی خداوند به پیامبر می‌فرماید: «و صلّ علیهم انّ صلاتک سکن لهم» (توبه/ 103) و در آیه دیگری به پیامبر دستور می‌دهد که در حق مؤمنان طلب آمرزش کن: «و استغفر لذنبک و للمومنین و المومنات» (محمد/ 19).

حدیث نبوی و درخواست شفاعت

ترمذی در صحیح خود روایتی نقل می‌کند که در آن مالک بن انس از پیامبر خواست تا روز قیامت از او شفاعت کند. حضرت نیز به او قول مساعد داد که در صراط از او شفاعت کند. لذا کسی نمی‌تواند منکر جواز شفاعت باشد. ممکن است گفته شود که دلایل بیان شده ناظر به جایی است که فرد در قید حیات باشد و حال آن‌که در درس‌های پیشین اثبات شد که اولیاء الهی حیات برزخی دارند و پیوند ما با آن‌ها برقرار است، لذا ما از افرادی طلب شفاعت می‌کنیم که زندگی بهتر و بالاتری دارند.

چرا وهابیان طلب شفاعت را تحریم می‌کنند؟

زیربنای عقیده وهابیان را تحقیر مقامات انبیاء تشکیل می‌دهد و لذا با چنین تفکری نمی‌توانند درخواست شفاعت از اولیاء الهی را بپذیرند. لذا سعی کرده‌اند دلیل‌سازی کنند:

1) درخواست شفاعت از رسول خدا، پرستش اوست!

آن‌ها در کمال بی‌انصافی مسلمانان را با مشرکان و بت‌پرستان مقایسه کرده و درخواست شفاعت این دو گروه را مشابه هم می‌پندارند. این واقعاً دلیل خنده‌آوری است. برای پرستش 2 شرط وجود دارد: اول خضوع ظاهری در برابر آن شخص یا شیء و دوم آلهه و ارباب دانستن آن. مشرکان سرنوشت بخشی از زندگی خود را در دست بت‌ها می‌دانستند، در حالی که مسلمانان هیچ نوع ربوبیتی و الوهیتی برای کسی جز خدا قائل نیستند. یکی از مشکلات وهابیان این است که به ظاهر عمل می‌نگرند و از انگیزه‌های آن چشم می‌پوشند و لذا این دو نوع درخواست را یکی می‌انگارند، در حالی که اگر در قضاوت ملاک را ظواهر بگیریم، بسیاری از اعمال زائران خانه خدا نیز شبیه اعمال مشرکان است.

2) قرآن می‌گوید غیر خدا را نباید خواند!

وهابیان می‌گویند طلب شفاعت از اولیاء الهی، خواندن غیر خداست و بنا به آیه «فلا تدعوا مع الله احدا» (جن/ 18) این امر را مجاز نمی‌دانند.

پاسخ این‌که در این‌جا دعوت به معنای عبادت است. دعوت غیر خدا به دو صورت است: گاهی دعوت به صورتی است که خصوصیاتی که در خدا هست، مثل ربوبیت و الوهیت را هم برای فرد در نظر می‌گیرند که این نوع دعوت ممنوع است. اما اگر خواندن جز در موارد یاد شده باشد، مثل طلب آب از فردی، این ممنوع نیست. درخواست شفاعت ما از اولیاء الهی از مقوله دوم است.

3) شفاعت مختص خداست!

وهابیان هم‌چنین بر آیه 44 سوره زمر «قل لله الشفاعة جمیعا» استدلال کرده و می‌گویند: شفاعت تنها از آن خداست! در این باره دو تفسیر وجود دارد: اول این‌که شفاعت کردن حق خداست که این غلط و باطل است، زیرا شأن حق تعالی بالاتر از آن است که درباره کسی شفاعت کند، زیرا لازمه آن این است که فردی بالاتر از خدا وجود داشته باشد. دوم این‌که مقام شفاعت از آن خداست و هیچ کس بدون اذن او شفاعت نخواهد کرد. مسلماً این تفسیر پابرجاست.

4) میت از درخواست ما آگاهی ندارد!

دلیل آخر آن‌ها این است که درخواست شفاعت از میت لغو است! وهابیان در این دلیل از موضع قبلی خود کوتاه آمده و درخواست شفاعت را لغو می‌پندارند. قرآن گواهی می‌دهد که اولیاء الهی زنده‌اند و رابطه ما با آن‌ها برقرار است، لذا درخواست شفاعت ما را می‌شنوند و این درخواست 100 درصد مفید است. چشم دل باز کن که جان بینی/ آن‌چه نادیدنی ست آن بینی.
 


كد خبر: 14558  |  تاریخ درج خبر: 95/05/14  |  کد خبرنگار:
 
نام:
اطلاعات تماس: (تلفن همراه يا ايميل)
متن:
 
كد امنيتي:       
دفتر فناوری اطـلاعات مرکز مدیریت حـوزه علمیه خراســان
تلفن تماس: ۳۲۰۰۸۱۱۸ ۰۵۱ - فکس: ۳۲۲۵۷۸۴۹ ۰۵۱
بالا